X
تبلیغات
سر زمین آریا

موضوعات مرتبط: طنز
[ 88/02/10 ] [ ] [ علی ]
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
 

 
 

 
 

 
 

 
 

 
 

 

 

موضوعات مرتبط: طنز
[ 88/02/10 ] [ ] [ علی ]

موضوعات مرتبط: طنز
[ 88/02/09 ] [ ] [ علی ]
www.kocholo.org  سايت كوچولو

موضوعات مرتبط: عکس
ادامه مطلب
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]
   خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار نخ نما شده خانه دوز در شهر  بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند

 

   منشی فورا متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالا شایسته حضور در کمبریج هم نیستند

 مرد به آرامی گفت : « مایل هستیم رییس راببینیم .» منشی با بی حوصلگی گفت :« ایشان تمام روز گرفتارند.»

 

   خانم جواب داد : « ما منتظر خواهیم شد. »

 

   اما این طور نشد. منشی به تنگ آمد و سرانجام تصمیم

 

 گرفت مزاحم رییس شود ، هرچند که این کار  نامطبوعی بود

 

 که همواره از آن اکراه داشت. وی به رییس گفت :« شاید

 

 اگرچند دقیقه ای آنان راببینید، بروندرییس با اوقات تلخی

 

 آهی کشید و سرتکان داد. معلوم بود شخصی با

 

 اهمیت او وقت بودن با آنها را نداشت. به علاوه از اینکه

 

 لباسی کتان و راه راه وکت وشلواری خانه دوز دفترش را به

 

 هم بریزد،خوشش نمی آمد. رییس با قیافه ای عبوس و با

 

 وقار سلانه سلانه به سوی آن دو رفت ئخانم به او گفت : «

 

 ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارددرس خواند. وی

 

 اینجا راضی بود

 

  اماحدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و

 

 من دوست داریم ؛ بنایی به یادبود او دردانشگاه بنا کنیم.

 

 رییس تحت تاثیر قرار نگرفته بود ... ا و یکه خورده بود. با غیظ

 

 گفت خانم  محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به

 

 هاروارد می آید و می میرد ، بنایی برپا کنیم. اگر این کار

 

 رابکنیم ، اینجا مثل قبرستان می شود

 

 

   خانم به سرعت توضیح داد :« آه ، نه. نمی خواهیم

 

 مجسمه بسازیم فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به

 

   هاروارد بدهیم .» رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار

 

 خانه دوز آن دو را برانداز کرد و گفت : « یک ساختمان ! می

 

 دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است ؟ ارزش ساختمان

 

 های موجود در هاروارد هفت ونیم میلیون دلار است

 

خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست ازشرشان خلاص شود

 

 

زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت : « آیا هزینه راه اندازی

 

 دانشگاه همین قدر است ؟ پس چرا خودماندانشگاه راه

 

 نیندازیم ؟» شوهرش سر تکان داد. قیافه رییس دستخوش

 

 سر درگمی و حیرت بود. آقا و خانم" لیلاند استفورد" بلند

 

 شدند و راهی پالوآلتو در ایالت کالیفرنیا

 

شدند ، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که نام آنها

 

 رابرخودداردش دانشگاه استنفورد ، یادبود پسری که هاروارد

 

 به او اهمیت نداد


موضوعات مرتبط: داستان
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]

دختری کنجکاو میپرسید:

ایها الناس عشق یعنی چه؟

دختری گفت: اولش رویا

آخرش بازی است و بازیچه


مادرش گفت: عشق یعنی رنج

پینه و زخم و تاول کف دست

پدرش گفت: بچه ساکت باش

بی ادب! این به تو نیامده است



رهروی گفت: کوچه ای بن بست

سالکی گفت: راه پر خم و پیچ

در کلاس سخن معلم گفت:

عین و شین است و قاف، دیگر هیچ



دلبری گفت: شوخی لوسی است

تاجری گفت: عشق کیلو چند؟

مفلسی گفت: عشق پر کردن

شکم خالی زن و فرزند



شاعری گفت: یک کمی احساس

مثل احساس گل به پروانه

عاشقی گفت: خانمان سوز است

بار سنگین عشق بر شانه


شیخ گفتا:گناه بی بخشش

واعظی گفت: واژه بی معناست

زاهدی گفت: طوق شیطان است

محتسب گفت: منکر عظما ست



قاضی شهر عشق را فرمود

حد هشتاد تازیانه به پشت

جاهلی گفت: عشق را عشق است

پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت



رهگذر گفت: طبل تو خالی است

یعنی آهنگ آن ز دور خوش است

دیگری گفت: از آن بپرهیزید

یعنی از دور کن بر آتش دست


چون که بالا گرفت بحث و جدل

توی آن قیل و قال من دیدم

طفل معصوم با خودش می گفت:

من فقط یک سوال پرسیدم!


موضوعات مرتبط: عشق و عاشقی
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]

 

دنیا آبی بود

آبی تر شد

قهرمانی استقلال رو در لیگ برتر به تمامی مردم ایران به خصوص طرفداران استقلال تبریک می گویم


موضوعات مرتبط: ورزشی
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]

اس ام اس هاي جديد و سره كاري

خدايا به دوست دختران ما زيبايي زليخا و به زنان ما شعور آسنات را عطا بفرما



ژبخشید ! جام زرین شما توی وسایل من پیدا شده !

میشه من اسیرتون بشم !!؟

بنيامين بعد از ديدن زليخا:

اي کاش منو گرگ خورده بود !!!



سلام خوبی ؟

امروز رفتم دکتر ، گفت رگهای قلبت بسته شده !

شرمنده دیگه راهی برای بیرون اومدنت نیست




به دنبال جوان شدن زلیخا، اولین کاروان از پیر زنان ایران در قالب راهیان نور عازم سرزمین مصر شدند.




فرمان آنخ آتون به یوزارسیف: موتور زلیخا تازه تعمیره، تخته گاز نرو.



در پی دو همسر اختیار کردن یوزارسیف جمعی از بانوان فمنیست عازم مصر شده و هدف سفر خود را نابودی همسر اول یوزارسیف این مایه ننگ تاریخ اعلام کردند


از امشب طرح زوج و فرد در رختخواب يوزارسيف اجرا ميشود !

 

اگه ایرانسل داری این کد رو وارد کن . تمام تماسهات ، اس ام اسهات با تمام خطوط رایگان میشه.
.
.
.
.
.
.
*140*zereshk#


خدايا به دوست دختران ما زيبايي زليخا و به زنان ما شعور آسنات را عطا بفرما




بخشید ! جام زرین شما توی وسایل من پیدا شده !

میشه من اسیرتون بشم !!؟


بنيامين بعد از ديدن زليخا:

اي کاش منو گرگ خورده بود !!!

هموطنان عزیز توجه کنند هرشبی که فرداش تعطیل بود شب جمعه نیست......ستاد اصلاح الگوی مصرف


می رسد مجموعه یوسف به پایان غم مخور

میشود سیمای ما روزی گلستان غم مخورa

ای زلیخا!!! جعفر دهقان اگر شوهر نشد

آخر شب میرسد بهرام رادان غم مخور

مدرک زیبایی یوسف اگر قلابی است

اصل آنرا می دهد آقای کردان غم مخور


الهی فندق بشی ، سنجاب بشم گازت بگیرم !


کوتاه ترین فاصله برای دوست داشتن ، فقط یک لبخنده

ولی تو نیشتو ببند !

چون من بدون لبخند هم دوست دارم !

 

امروز سالروز در گذشت مخترع sms است. برای شادی روحش ۳ تا اس ام اس بلند بفرست!

دلم میخواد برات بمیرم ولی خودت که میدونی پهلوانان هرگز نمیمیرند…!!

خدا یکتاست ، قلب تنهاست و کسی که این Sms رو می خونه عزیز دل هاست.


جوایز قرعه کشی بانک معتادان جوان :
۱۰۰۰دستگاه پیک نیک
۱۰۰کمک هزینه خرید منقل و بافور

۱۰هزینه سفر به زاهدان

و هزاران جایزه یک مثقالی

 

عزیز دلم اگه تمومه تمومه تمومه دنیا جمع بشن بخوان تورو از من بگیرن
میگم چرا شما زحمت كشیدین!!!
خودم می آوردمش !


هر وقت دلت واسم تنگ شد متن زیر رو بخون
.
.
.
ای کلک چه زود دلت برم تنگ شد.


هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
.
.
هیجان زده نشو پشت خاور نوشته بود


این پیام جهت بالا بردن کلاس شما در جمع است
بعداز خواندن الکی بحندند


عشق من از وقتی رفتی خونه تاریکه …
چراغ خونه خاموشه …
.
.
لامصب فیوز کنتورو رو چرا بردی با خودت آخه


.
.
.
.
من که با تو تعارف ندارم
اگه چیزی بود همون بالا می گفتم دیگه !!!




یک باب خانه در نیاوران به مساحت ۴۵۰ متر مفید، سونا استخر جکوزی و پکیج، با دید بسیار عالی… به خدا خوشبختی نمیاره، برو سر خونه زندگیت




اخبار اعلام کرده زیباترین کره خر دنیا گمشده

.
.
.

.

. بچه نشو ! برگرد




الهی شمع بشی، پروانه شم، دورت بگردم … بعدش فوتت کنم، خاموش بشی، هرهر بخندم

 

چیه تاsmsمیاد مثل قورباقه میپری رو گوشیت برو كارت ندارم


امروزجمعه است گفتیم یادی ازاموات کنیم .... چطوری جنازه؟




سیب. . .



هلو. . .



موز. . .



انار. . .



خیار. . .



کیوی. . .



انگور. . .



گیلاس. . .



آلبالو. . .



زردآلو. . .

.

.

.

.

این همه میوه تو چرا شکل شلغم شدی؟ !

موضوعات مرتبط: جوک و پیامک
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]

 

 

برای دیدن مطلب به ادامه مطلب بروید


موضوعات مرتبط: عکس
ادامه مطلب
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]
هندوها بر وی نام بچه گرگ نهادند ، اما دانشمندان آمریکایی بر این اعتقادند که میزان نقره بدن وی زیاد است . این کودک یازده ساله در نزدیکی بمیئی در یک روستا زندگی می کند

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: خبری
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]
1- علائم جـوانی ( انـرژی، انــعطاف پذیری، پوست هـموار و شفاف، سرزندگی )

2- علائم تندرستی ( پوســت شـــفـاف، فـقـدان بـیماری، تناسب اندام)

3- بالا تنه (سیـنــه های) بزرگ. سیـنه ها و باسن خوش فـرم، سـفـت و كـامـلا گـرد. (كه نشانه سلامتی و توانایی تولید مثل میباشند)

4- نسبت دور كمر به دور باسن. هر چه این میزان كمتر باشد زن جذاب تر و زیبا تر بنظر میرسد. نسبت 0،6 تا 0،8 نشانه سلامتی و باروری زن بوده و 0،7 ایده آل ترین نسبت میباشد.

5- تقارن در جسم و صورت. یـــكی از عوامل بسیار مهم در هر دو جنس محسوب میگردد. تطابق نیمه راست و چپ بدن.

6- چهره كودكانه (بیبی فیس) و تخم مرغی شكل.

7- عدم وجود هر گونه نشان بیماری و یا پیشرفت سن: چین وچروك، موی سر خاكستری، رنگ رخسار نامناسب، لكه های روی پوست، دندانهای ناسالم در تمام جهان نازیبا تلقی میگردد.

8- موهای براق، ضخیم و پرپشت.

9- دندانهای سفید، متقارن و بزرگ.

10- پیشانی بلند تر. (نشانه حجم مغز بیشتر و هوش بالاتر)

11- چشمان درشت با فاصله بیشتر از یكدیگر.

12- ابروهای نازك و تیره.

13- مژه های تیره تر و بلندتر.

14- بینی باریك و كوچك.

15- لبهای پر.

16- صورت باریك.

17- استخوان گونه برجسته و چانه كوچك.

18- پاهای كشیده و بلند. (البته متناسب با دیگر اجزاء بدن) زانوهای لاغر- بدن بی مو، ناخنهای آراسته و اندكی بلند (و نه ناخنهای مصنوعی!)

موضوعات مرتبط: عشق و عاشقی، دانستنی های جنسی، ازدواج، روابط زناشوئی
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]
 پنجم اردیبهشت 1359؛ روز شکست آمریکا در طبس

در شامگاه 24 اوریل 1980 گروه عملیات ویژه سری شامل 90 نفر از کماندوهای ویژه‌ی دلتا ارتش امریکا با دهها فروند هواپیمای لجستیکی و هلی‌کوپترهای نظامی برای آزادی 16گروگان سفارت اشغال شده‌ی امریکا در 13 آبان 58 در تهران، به طور مخفیانه از فرودگاه نظامی در قاهره و ناو اتمی «یو اس اس نیمیتز» در دریای عمان از مرزهای جنوب شرقی ایران عبور کردند و وارد فرودگاه اضطراری صحرایی در صحرای طبس شدند تا از آنجا به کمک 8 فروند هلی کوپترهای تاکتیکی و 6فروند هواپیمای C-130 نیروها و امکانات و تجهیزات لازم را به تهران منتقل کنند و از آنجا طی یک عملیات رهایی گروگان با استفاده از آخرین تجهیزات و امکانات نظامی کارکنان سفارت امریکا که در خود سفارت و 3 تن دیگر در وزارت نیروی دلتای ارتش امریکا برای عملیات های ویژه و سریخارجه نگهداری می شدند را آزاد و به همراه خود به طبس و از آنجا به امریکا ببرند. پیروزی در این عملیات که به «پنجه عقاب» نام‌گذاری شده بود و بارها در صحرای آریزونا و ساختمان‌های شبیه سازی شده تمرین شده بود، صد درصد توسط طراحان و کارشناسان وزارت جنگ امریکا تضمین شده بود. بد نیست بدانید که چند هفته قبل از عملیات نمونه ای از خاک منطقه طبس به امریکا منتقل شد تا روی آن آزمایشات لازم انجام بگیرد. همه چیز درست و حساب شده بود. این اقدامی بود که برژینسکی (مشاور امنیت ملی وقت امریکا) آن را «عمل مناسب برای اثبات حاکمیت امریکا» نامید.

دانشجویا انقلابی با هماهنگی با نماینده امام سفارت امریکا را تسخیر کردندهمچنین اشغال سفارت امریکا که در تاریخ سیاسی جهان بی‌سابقه بود شوک شدیدی را به فضای سیاسی جهان وارد کرده و امریکا در کمال قدرت افکار عمومی ملت خود و کشورهای غربی را به همراه خود داشت.

در تمام مدت بیش از 200 روزی که کارکنان سفارت امریکا اسیر نیروهای انقلاب بودند، کارتر رییس جمهور وقت امریکا به کلی خواب و خوراک خود را از دست داده بود. بعد از جنگ ویتنام این بزرگترین بحران امنیتی برای امریکا بود. حمله یگان‌های ویژه سری دلتا می‌توانست تسکینی بر آلام همه امریکایی‌های تحقیر شده باشد. آنها با اتکا به قدرت نظامی و اطلاعاتی خود طرحی بسیار دقیق برای این عملیات آماده کرده بودند.

امریکا اگرچه تهدیه به حمله نظامی کرده بود اما به دلیل شرایط خاص ابتدای پیروزی انقلاب ملت ایران بی دفاع بود، ارتش هنوز از عناصر ضد انقلاب تسویه نشده بود و نیروهای انقلاب هنوز سازماندهی منسجم برای مقابله با چنین عملیات پیچیده‌ای را نداشتند.

امریکا در مراحل اولیه حمله به ایران دچار شکست شد.در آن نیمه‌های شب ملت ایران هیچ مدافعی نداشت بجز لطف حضرت حق و لشگریانی که هیچ کس آن را به حساب نمی‌آورد. قبل از رسیدن هواپیماها به طبس سه فروند از هلی کوپترها به نوبت دچار نقص فنی شده و مجبور به فرود اضطراری در اطراف کرمان شدند. شن‌های بیابان و بادی که هرگز پیش بینی نمی‌شد نیز به یاری ملت خدایی شده ایران آمد. باد+شن= توفان. این توفان شن ناگهانی در صحرای طبس ترس و وحشت مبهمی که از ساعتی قبل چریک‌های ویژه یگان دلتا را در بر گرفته بود تصدیق کرد. آن‌ها به خوبی احساس می‌کردند که در یک دام ناشناخته افتاده‌اند. آنها این عملیات را نحس می‌دانستند و همان لشگر نادیدنی لکه ننگ گروه دلتا را هم برای همیشه به تاریخ امریکا نشاند.


موضوعات مرتبط: سیاسی، عکس، تاریخی
ادامه مطلب
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]
طبیعی‌ترین شکل خانواده ‌این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفکند .

کوشش مصلحان جامعه ، مخصوصاً پیامبران خدا ، این بوده است که نظام خانواده ، یک نظام مستحکم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند . به هرحال خانواده خوشبخت نشانه‌هایی دارد که در اینجا به چند نمونه آن اشاره می‌شود :


1-در بین اعضای خانواده جمله « به من چه یا به توچه » ردو بدل نمی‌شود ، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسؤولیت می‌کنند .


2-افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی‌کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می‌دانند .


3- تاجایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی‌ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی‌روند . همدلی ، همکاری ، همفکری ،‌ هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می‌دانند.


4- باهم اتحاد دارند و در مسایل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می‌رسند و سعی می‌کننداگرسوء تفاهم به وجودآمد ، آن را در درون خود بدون این‌که کسی بفهمد حل کنند .


5-به سلیقه‌ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می‌کنند .


6-نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته‌های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می‌کنند .


7-به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی‌روند .


8-نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می‌کنند .

اگرچنانچه مشکلی به وجود آید سعی وافر در حل مشکل را دارند .


9-در بیشتر اوقات لحظات خوشی را که بایکدیگر بوده‌اند مرور می‌کنند ،

دنبال خاطرات تلخ نیستند ، دوست دارند همیشه در خوشی ، شادی و نشاط زندگی کنند .


10-برای فامیل‌ها و همسایه‌های خود اهمیت قائل‌اند و پذیرای فامیل یکدیگر هستند .


11-از امور مالی یکدیگرخبردارند و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی‌کنند ،

صرفه‌جویی و پس‌انداز کردن جزء برنامه‌های اقتصادی خانواده‌های خوشبخت است .


12-برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می‌کنند .


13-افراد به هم افقی نگاه می‌کنند نه عمودی ، یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری

و در مقام قدرت نمی‌بیند . دیکتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاکم نیست .


14- همه اعضاء احساس برنده بودن ، موفق بودن ، امیدداشتن می‌کنند و خودشان را در زندگی برنده می‌دانند .


15-درکنار هم احساس امنیت و آرامش می‌کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری .


16- علاقه ، عشق ، محبت ، صفا و یکدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یکدیگر ابراز می‌کنند .


17-از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند .


18-اگر مشکلی پیش بیاید به راه‌حل فکر می‌کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی‌گردند

، دست به علت‌یابی و ریشه‌یابی آن مشکل می‌زنند و راه‌حل منطقی ارائه می‌دهند .


19-هریک از طرفین پیوسته به فکر خوشحال کردن و راضی نگه‌داشتن یکدیگر هستند .


20-زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می‌کنند ،

اول خود بعد دیگران ، زندگی آنها به خاطر بچه‌ها یا ترس از طلاق و حرف‌ مردم نیست .


21-زن و مرد می‌توانند هرروز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیک‌تر شوند ، کار به مسایل خصوصی و زندگی دیگران ندارند .


22-با درخواست‌های یکدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند .


23-زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رودر رو و رقیب یکدیگر ، بلکه رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی‌دهند .


24-خانواده‌های خوشبخت تلاش دارند که بچه‌های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند .
 


موضوعات مرتبط: خانواده
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]


 


 

برای مشاهده کل خبر به ادامه مطلب مراجعه کنید 

 


موضوعات مرتبط: متفرقه، خبری
ادامه مطلب
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]
 

وقتی ارتباط عاشقانه ات به انتها میرسد ، فقط به سادگی بگو : همه اش تقصیر من بود .
جکسون براون

شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم.
جبران خلیل جبران

اگر به مهمانی گرگ می روید ، سگ خود را به همراه ببرید .
گوته

آن کسی که از رنج زندگی بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود .
چینی

وقتی نانوا نان را با دقت و وسواس می پزد و به دست مشتری میدهد ، خدا با او در کنار تنور ایستاده است
کریستیان بوبن

اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشی عاشقانه کنیم .
شکسپیر

استعداد در فضای آرام رشد میکند و شخصیت در جریان کامل زندگی .
گوته

بیش از هر چیز نخست بدان که چه میخواهی .
فوخ

بردن ، همه چیز نیست ، اما تلاش برای بردن چرا .
لومباردی

اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند ، بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند.
سقراط

عادتمند کسی است که به مشکلات و مصائب زندگی لبخند بزند .
شکسپیر

از استثنائـات است که کسی را بـه خاطر آنچه که هست دوست بدارند . اکثر آدمها چیزی را در دیگران دوست دارند که خود به آنها امانت می دهند : خودشان را ، تفسیر و برداشت خودشان را از او ..............
گوته

ماهی و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو می گیرند .
( البته از دید اسپانیولی ها )

در روز عشاق برای دوستت کارتی بفرست و روی آن بنویس : " از طرف کسیکه فکر میکند تو بی نظیری"
براون

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان .
رومن رولان

جریان زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه وعقل نیست .
مارک تواین

آزادی متعلق به یک نفر نیست ، مال همه است .
اسپنسر

هر کس مرتکب اشتباهی شده ، اکتشافی هم نکرده است .
گالیله

با دیگران آنگونه رفتار کن که میخواهی با تو رفتار شود .
براون

نیاسائید ، زندگی در گذر است . بروید و دلیری کنید ، پیش از آنکه بمیرید ، چیزی نیرومند و متعالی از خود بجای گذارید ، تا بر زمان غالب شوید .
گوته

عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد .
شکسپیر

لبخند، حتی زمانیکه بر لبان یک مرده می نشیند ، بازهم زیباست .
کریستیان بوبن

 

هرگز فرصت گفتن « دوستت دارم » را از دست مده .
براون

اميد با مرگ هم به گور نمی رود .
شيلر

مرور زمان به خودی خود بسياری از نگرانی ها را از بين می برد .
ديل کارنگی

هر چه نور بيشتر باشد ، سايه عميق تر است .
گوته

من آينده را دوست دارم چون بقيه عمرم را بايد در آن بگذرانم .
کترينگ

برای آنکه عمر طولانی باشد ، بايد آهسته زندگی کنيم .
سيسرون

• به گونه ای زندگی کنيد که وقتی فرزندانتان به ياد عدالت ، صداقت و مهربانی می افتند ، شما در نظرشان تداعی شويد .
جکسون براون

هرکس بايد روزانه يک آواز بشنود ، يک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند .
گوته

تواضع بيجا آخرين حد تکبر است .
لابروير

هيچکس بدبخت تراز کسی نيست که هميشه خوشبخت است .
هلندی

آنها که غائب اند ، کمال مطلوب اند و حاضرين معمولی و پيش و پا افتاده اند .
گوته

در دعوا اولين مشت را بزن و محکم هم بزن .
جکسون براون

فقط به ندای کودک درون خويش گوش بسپار نه هيچ ......
کريستيان بوبن

سعادت ديگران بخش مهمی از خوشيختی ماست .
رنان

با مردمان نيک معاشرت کن تا خودت هم يکی از آنان به شمار روی .
ژرژهربرت

با تقوی و خوبی ميتوان سعادت آفريد .
زنون

برای شب پيری در روز جوانی چراغی بايد تهيه کرد .
پلوتارک


موضوعات مرتبط: مفید و آموزنده
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]

تو آسمون عاشقی ستاره پیدانكنی / مدیون اشكای منی اگه فراموشم كنیrose

بس که در تدبیر فردا مانده ایم/با همیم اما چه تنها مانده ایم/در کلاس جمع و تفریق زمان/عاشقیم اما تنها مانده ایم

اندکي آهسته تر زير اين باران بمان ، ابر را بوسيده ام تا بوسه بارانت کند
kiss

سوداي دلم قسمت هر بي سر و پا نيست / خوش باش که يک لحظه دلم از تو جدا نيست

من آن گلبرگ مغرورم که ميميرم ز بي آبي ، ولي با خفت و خواري ، پي شبنم نميگردم...
good luck

با خون غم نوشتم غربت مکان ما نيست / از ياد بردن دوست ، هرگز کار ما نيست . . .

جفايت با وفايت هر دو نيکوست / تو را هر جا که باشي دارمت دوست . .

زدي تيري به قلبم رد نکردم / جدائي را تو کردي ، من نکردم . . .

در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بيا که دل شکسته ام . . .
broken heart

به دريائي گرفتارم که موجش عالمي دارد / که من با دل و دريا و موجش عالمي دارم . . .

يادت هميشه سبز است در خلوت خيالم / خوبم به خوبي تو ، هرچند نپرسي حالم . . .

در غمگين ترين لحظات زندگيم شادم که کسي نميداند که چقدر غمگينم . . .

زندگي چيدن سيبي است که بايد چيد و رفت / زندگي تکرار پائيز است بايد ديد و رفت . . .
praying

هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده
دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک هاي بيت بيت دفترم را پس بده

به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست

نه از قايق نه از قايق مينويسم ، نه از زخم شقايق مينويسم
به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مينويسم . . .

در تنور عاشقي سرد مکن ، در مقام عشق نامردي مکن
حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . .

سکوت يعني يه حرف که رو دلمه ، يه اسم که رو لبمه ، يه شرم که تو چشامه و يه ارزو که تو قلبمه ، سکوت يعني .......

خاک شد هرکه بر این خاک زیست ٬ خاک چه داند که در این خاک کیست
سرانجام که باید در خاک رفت ٬ خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت . . .

صفائی بود دیشب با خیالت خلوت من را / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم

گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا باید نخواست . . .

عمر من غارت شد ، و غارتگر من دور شد ، من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد . . .

دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست ، جای چشم ابرو نگیرد ، گرچه او بالاتر است .

هر رهگذری محرم اسرار نگردد ، صحرای نمک زار ، چمن زار نگردد
هرجا که رسیدی مکش طرح رفاقت ، هر کس که به تو یار وفادار نگردد . . .

دم هرچي رفيقه گرم،
کمر هرچي نا رفيقه خم،
روي هرچي بي مرامه کم،
براي دشمنات آرزوي زلزله بم
زير چشم دشمنات نم،
ايشالا نبيني غم . . .

امروز رفتم دکتر ، گفت رگهای قلبت بسته شده ! شرمنده دیگه راهی برای بیرون اومدنت نیستwhistling

شلوار چهار سالگيت رو بپوش ! ببين چقدر تنگ شده برات اندازه همون دلم تنگ شده برات !
big hug

تنها داروئی که 2 خاصیت داره چشم های قشنگ توست که هم آرومم میکنه هم داغون !
kiss

بوسه ابتکاریست از طبیعت ، برای زمانیکه احساس در کلام نمی گنجد . . . میبوسمت
kiss

باید که مهربان بود ، باید که عشق ورزید ، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست
angel

شايد نشود به گذشته بازگشت و يک آغاز زيبا ساخت ، ولي ميشود هم اکنون آغاز کرد و يک پايان زيبا ساخت...


موضوعات مرتبط: عشق و عاشقی، جوک و پیامک
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]
 

سلامی به گرمی اتو.به نرمی پتو..به شیرینی لبو.دوستت دارم هلو!big hug

الهی فندق بشی ، سنجاب بشم گازت بگیرم !

بچه از باباش ميپرسه: بابا، تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگي ميكنند يا باهم هستن؟
باباهه ميگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون يكجا باشن كه آنجا ديگه بهشت نميشه ‎ !!!
time out

غضنفر با ماشينش تو برفا گير مي کنه زنجير نداشته سينه مي زنه!


خدایا به دوست دختران ما زیبایی زلیخا و به زنان ماشعور آسنات را عطا بفرما
cool

هش چیست ؟ Hosh
جد بزرگ ترمز ABS است که خر را بدون هیچ خط ترمزی نگه می دارد !
rolling on the floor

توی یک مهمانی، خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه:
به نظر شما من چند سالمه؟
حیف نون می گه:
گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!
silly

حیف که فقط تو یکی رو دارم ........ اگه از تو یه عالمه داشتم .... تا حالا یه گاوداری زده بودم ...


تحقيقات نشان داده كه فقط ۲۰% مردها عقل دارند ۸۰% بقيه زن دارند !!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟
not worthy

بيشتر مردان موفقيت شون رو مديون زن اولشون هستند و زن دومشون رو مديون موفقيت شون !!!!!؟؟؟
peace sign

مرد به زن : عزيزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي! چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

و خداوند زن را آفريد تا هيچ مردي به مرگ طبيعي نميرد ( سوره سكته آيات حرص تا دق)
oh go on

قوانين طلائي همسرداري (براي مردان ‎):
قانون اول: بايد زني داشته باشيد كه در كارهاي خانه مثل آشپزي، تميزكاري، گردگيري و ... خوب باشد ‎.
قانون دوم: بايد زني داشته باشيد كه موجبات سرگرمي و خنده و شادي شما را فراهم نمايد ‎.
قانون سوم: بايد زني داشته باشيد مورد اعتماد و اطمينان و راستگو‎ .
قانون چهارم: بايد زني داشته باشيد كه از بودن با او لذت ببريد و باعث آرامش خاطر شما باشد‎ .
قانون پنجم: خيلي خيلي اهميت دارد كه اين چهار زن از وجود يكديگر بي خبر باشند ‎!!!
big grin

يك زن نگران آينده است تا زماني كه شوهر كند
يك مرد هرگز نگران آينده نيست تا زماني كه زن بگيرد
يك مرد موفق مرديست كه درآمدش بيشتر از مبلغي باشد كه زنش خرج مي كند
يك زن موفق زنيست كه بتواند چنين مردي را پيدا كند

برنده جايزه نوبل ادبيات در زمان تقديم جايزه خود به همسرش گفت:" اين جايزه را به همسر عزيزم تقديم مي كنم كه با نبودش باعث شد من بتونم اين كتاب را تمام كنم " !
rock on!

فرق آقایون و خانومها :
آقایون وقتی پولدار میشن شیطون میشن
خانمها وقتی شیطون میشن پولدار میشن

میدونی چرا عروس و داماد بعد از عقد ، عسل میخورن ؟
چون مزه گوهی که خوردن عوض بشه !!!

اس ام اس برای سالگرد ازدواج:
نگاه من به روز سالگرد ازدواجمان همانند نگاه یك گوسفند است به روز عید قربان
I don't want to see

در پی دو همسر اختیار کردن یوزارسیف جمعی از بانوان فمنیست عازم مصر شده و هدف سفر خود را نابودی همسر اول یوزارسیف این مایه ننگ تاریخ اعلام کردند
bring it on

می رسد مجموعه یوسف به پایان غم مخور
میشود سیمای ما روزی گلستان غم مخور
ای زلیخا!!! جعفر دهقان اگر شوهر نشد
آخر شب میرسد بهرام رادان غم مخور
مدرک زیبایی یوسف اگر قلابی است
اصل آنرا می دهد آقای کردان غم مخور
 


موضوعات مرتبط: جوک و پیامک
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]
 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید

 

 


موضوعات مرتبط: ازدواج
ادامه مطلب
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]

دوست عزیزی این داستان را به گروه ارسال کردند که متاسفانه نام ایشان را به اشتباه پاک کردیم . از ایشان عذزخواهی می کنیم و امیدواریم ما را ببخشند .

 روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت: " مي آيد، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست. "
فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: " با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست." گنجشك گفت: " لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام. تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي از لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست. سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند.
خدا گفت: " ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. " گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.
خدا گفت: " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي. "
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.


موضوعات مرتبط: داستان
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]

جغدي روي كنگره هاي قديمي دنيا نشسته بود. زندگي را تماشا مي كرد. رفتن و ردپاي آن را و آدم هايي را مي ديد كه به سنگ و ستون، به در و ديوار دل مي بندند. جغد اما مي دانست كه سنگ ها ترك مي خورند، ستون ها فرو مي ريزند، درها مي شكنند و ديوارها خراب مي شوند. او بارها و بارها تاج هاي شكسته، غرورهاي تكه پاره شده را لابه لاي خاكروبه هاي كاخ دنيا ديده بود. او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري اش مي خواند و فكر مي كرد شايد پرده هاي ضخيم دل آدم ها، با اين آواز كمي بلرزد.
روزي كبوتري از آن حوالي رد مي شد، آواز جغد را كه شنيد، گفت: بهتر است سكوت كني و آواز نخواني. آدم ها آوازت را دوست ندارند. غمگين شان مي كني. دوستت ندارند. مي گويند بديمني و بدشگون و جز خبر بد، چيزي نداري.
قلب جغد پير شكست و ديگر آواز نخواند .سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان كنگره هاي خاكي من! پس چرا ديگر آواز نمي خواني؟ دل آسمانم گرفته است .جغد گفت: خدايا! آدم هايت مرا و آوازهايم را دوست ندارند .خدا گفت: آوازهاي تو بوي دل كندن مي دهد و آدم ها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چيز كوچك و هر چيز بزرگ. تو مرغ تماشا و انديشه اي و آن كه مي بيند و مي انديشد، به هيچ چيز دل نمي بندد. دل نبستن سخت ترين و قشنگ ترين كار دنياست. اما تو بخوان و هميشه بخوان كه آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ .جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره هاي دنيا مي خواند و آن كس كه مي فهمد، مي داند آواز او پيغام خداست.


موضوعات مرتبط: داستان
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]

"پرسش"


موضوعات مرتبط: داستان
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]

گاه آرزو می کنم،

If Only You Could Be Me

می توانستی چند صباحی چون من باشی ... 

       For a Moment …Sometimes I wish. You could step into my shoes. For just a little while

 بیندیشی به آن چیز که من می اندیشم؛

  To think what I think;

ببینی آن چه من می بینم؛

   To see what I see

احساس کنی آن گونه که من احساس می کنم؛

 To feel what I feel;

در یابی آشفتگی، ترس، تحسین و

to understand the confusion, the fear, the admiration,

دوستی را که نسبت به تو احساس می کنم

And the friendship I feel toward you

همه را یک باره و با هم

All at once

اگر می توانستی حتی برای لحظه ای در ذهن من زندگی کنی؛ 

If you were able to live inside  my mind, even for a moment,

می توانستی ببینی که دنیای من چگونه سرشار از مسئولیت هاست

       You would see that my world. Is filled with so money responsibilities,

و عجیب آن که اغلب به تو می اندیشم

yet so often my thoughts are of you.

می دیدی که چه شادی را به من ارزانی داشته ای

You would see what joy you've brought to my life.

می دیدی که تا کجا شادمانم که می توانم لبخند بزنم

You would see how much it means to me To be able to smile,

 بخندم، سر خوش باشم و آزاد چون کودکان

to laugh, to feel good, to feel free ,like a child

این همه را ا ز تو دارم

just because of you


موضوعات مرتبط: داستان
[ 88/02/08 ] [ ] [ علی ]
 

برای خواندن مطلب به ادامه مطلب رجوع کنید


موضوعات مرتبط: پزشکی، سلامتی و تغذیه
ادامه مطلب
[ 88/02/03 ] [ ] [ علی ]

 

كشف اسكلت حيوان ناشناخته در جنگل گلوگاه استان مازندران

لطفا به ادامه مطلب رجوع کنید


موضوعات مرتبط: تاریخی، خبری
ادامه مطلب
[ 88/02/03 ] [ ] [ علی ]
 


موضوعات مرتبط: پزشکی، سلامتی و تغذیه
[ 88/02/03 ] [ ] [ علی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.


سر زمین آریا
نوادگان کوورش 

سخنان مشاهیر بزرگ جهان

 

دختران 2 دسته اند : دسته اول آنهایی که زیبا هستند و فورا ازدواج میکنند  و دسته دیگر آنهایی که به دانشگاه میروند   (شاو)

زن از این متأثر نمیشود که به او توجه کنید، بلکه تأثر او از این است که به او توجه کنید و بعد از او دور شوید   (تواین)

با زنان همانطور که با کودکان سر و کار دارید رفتار کنید  ولی همانطور که با ملکه صحبت میکنید با او سخن بگویید   (وایلد)

کار زن افراط و تفریط است، اگه دوست بدارد از شدت محبت بی زار میشود و وای به حال زمانی که دشمنی پیدا کند  (ولتر)

از دستپخت زن تعریف کن تا در کنار اجاق خود را قربانی کند   ( دیل کارنگی)

ازدواج کار خوبی است، ولی بهتر است این کار را انجام ندهید   (سامبرست)

زن چون کراوات است، هم مرد را زیبا نگه میدارد هم حلقوم او را می فشارد   (ویکتور هوگو)

بوسه مرد علامت عشق و بوسه زن علامت تسلیم اوست   (بال زاگ)

در میان جانوران 3 جانور هستند که اکثر اوقات خود را صرف آرایش میکنند گربه-مگس و زن  (شارل بوآیه)

در زندگی یک مرد 2 روز ارزش دارد : روزی که با زنی آشنا میشود و روزی که او را به خاک می سپارد   (ویکتور هوگو)

نگهبان زن زشتی اوست   (مثل عربی)

هرگاه میخواهید از کسی انتقام بگیرید او را به ازدواج ترغیب کنید   (برنارد شاو)

راز از هر نوعی بر قلب زنان فشاری غیر قابل تحمل می آورد   (پوشکین)

مردها آنچه را که می شنوند از یک گوش وارد و از گوش دیگر خارج می سازند، اما زنان از 2گوش وارد و از دهان خارج می کنند   (برنارد شاو)

زن با نگاه خود آتش می افروزد و بیهوده می کوشد تا با اشک خود آنرا خاموش کند   (برنارد شاو)

گرانقیمتترین انگشتری های جهان، انگشتری نامزدی است، چون مرد پس از خرید آن تا آخر عمر قسط میدهد   (چگورا)

در برخورد با تازه عروس  مردها به صورتش نگاه میکنند و خانمها به لباسش   (دیکنز)

زنها فقط 2روز می توانند مردها را خوشبخت کنند، روز عروسی و روز مرگ   (برنارد شاو)

بهترین سفارش نامه زن، زیبایی اوست که در همانجا قابل قبول است   (ارسطو)

زن، وقتی از یک حقیقت دفاع می کند منطقش بسیار ضعیف و قدرت اثباتش بی تأثیر است . ولی اگر همین زن بخواهد از یک دروغ دفاع کند آن وقت کسی را تاب مقاومت در برابر او نیست  (گالیله)

شوهری که بیش ازحد به پاکدامنی زن خود می بالد، احمقی است که بیش ازحد خود را فریب می دهد   (لاروشنوکو)

زن، شیطانی است کامل تر و شیطان تر   (ویکتور هوگو)

اشک، نیرومندترین ماده سیال روی زمین است   (داوینچی)

اگر زنی عصبانی شد، یقین کنید که یک کار انجام نشده دارد و چاره اش در این است که به عصبانیت تظاهر کند   (دیکنز)

برای زن فقط یک بدبختی و مصیبت وجود دارد و او این است که حس کند کسی اورا دوست ندارد   (اعرابی)

اگر تله به دنبال موش برود، زن نجیب هم دنبال مرد   (ضرب المثل سوئدی)

مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت   (برنارد شاو)

و در آخر

ممکن است که از امواج دریا نجات یابید، ولی از دست زنها خیر

 

 

 

 

با تشکر از دوست عزیزم سرکار خانوم مغنی بابت ارسال این مطلب



موضوعات مرتبط: مفید و آموزنده
[ 88/02/29 ] [ ] [ علی ]

 

همیشه شاد باشید 

 

 

1-خنده یك مكانیسم دفاعی و كنار آمدن با استرس، تحقیر، خجالتزدگی و درد است.

 

2-خنده باعث افزایش سطح انرژی بدن میگردد.

 

3-خنده باعث كاهش استرس و تنش روانی میگردد.

 

4-خنده باعث كاهش درد میگردد.

 

5-خنده باعث افزایش روحیه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن میگردد.

 

6-خنده باعث بهبود كاركرد مغز میگردد. خنده باعث تحریك هر دو نیمكره مغز گردیده و در عملكرد آنها تعادل ایجاد میكند.

 

7- خنده باعث ماساژ دادن ارگان های شكمی و بهبود كاركرد آنها، تقویت عضلاتی كه ارگانهای شكمی را در جای خود نگه میدارند، و افزایش و بهبود عمل جذب و هضم میگردد.

 

همیشه شاد باشید

 

8-خنده باعث تقویت یادگیری و تمركز میگردد.

 

9-خنده باعث كاهش تنش عضلانی میگردد.

 

10-خنده یك تمدد اعصاب و تكنیك تن آرامی رایگان و آسان است.

 

11-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزایش می یابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون كاهش می یابد(كمتر از حد طبیعی)

 

12-خنده باعث تغییر رفتار ما میشود. پس از خنده ما بیشتر صحبت كرده وتماس چشمی و فیزیكی بیشتر برقرار میكنیم.

 

13-خنده باعث كاهش سطح هورمونهای استرس میگردد. این هورمونها كه در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح میگردند باعث سركوب سیستم ایمنی بدن، افزایش پلاكت های خون و افزایش فشار خون میگردند.

 

همیشه شاد باشید

 

14-خنده باعث تقویت سیستم ایمنی میگردد. خنده سلولهای T وB و گاما اینترفرون را افزایش میدهد.

 

15-خنده ممكن است به سرفه و سكسكه بیانجامد كه باعث پاك شدن مجاری تنفسی از مخاط اضافی میگردد.

 

16-خنده باعث افزایش ایمنوگلوبین A میگردد كه از مجاری تنفسی در برابر ارگانیزمهای بیماریزا دفاع میكند.

 

همیشه شاد باشید

 

 

17-خندیدن یك نوع فعالیت بدنی هوازی میباشد.100بار خندیدن معادل 15 دقیقه فعالیت با دوچرخه ثابت میباشد. خنده باعث كاهش فشار خون، افزایش جریان خون در بدن و افزایش اكسیژن رسانی در بدن میگردد.

 

18-خنده باعث ورزش دیافراگم وعضلات شكم، تنفسی، صورت، پا و كمر میگردد.

 

19-خنده باعث تخلیه انرژی و احساسات منفی و مخرب میگردد.

 

20-خنده با افزایش اكیسژن رسانی باعث تسریع بهبود زخم ها میگردد.

 

21-خنده كوتاهترین مسیر میان دو فرد است.

 

همیشه شاد باشید

 

چگونه شوخ طبع باشیم:

 

ناهمخوانی (با عقاید، تصورات)، غیر منتظره بودن، غافل گیر كننده بودن، ممنوع بودن (اعمال، رفتار و شخصیت)، و تاخیردر درك (به اصطلاح گرفتن مطلب) همگی میتواند فاكتورهای شوخ طبعی باشند.


موضوعات مرتبط: مفید و آموزنده
[ 88/02/29 ] [ ] [ علی ]

موضوعات مرتبط: عکس
ادامه مطلب
[ 88/02/29 ] [ ] [ علی ]

 

روزی يک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردنی و مريض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هايی با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالای بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جايی که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.


مرد روحانی با ديدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدی، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلی بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روی آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خنديدند، مرد روحانی گفت: 'خداوندا نمی فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، می بينی؟ اينها ياد گرفته اند که به یکديگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!'

هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، هنگامی که محمد وفات می یافت نیز به شما می اندیشید، گواه این امر کلماتی است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

تخمين زده شده که 93% از مردم اين متن را برای ديگران ارسال نخواهند کرد، زیرا آنها تنها به خود می اندیشند، ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشيد، اين پيام را برای دیگران ارسال نمایید، من جزء آن 7% بودم، همچنین به ياد داشته باشيد که من هميشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما سهیم شوم.


موضوعات مرتبط: مفید و آموزنده
[ 88/02/29 ] [ ] [ علی ]
 

دوشنبه
الان رسیدیم خونه بعد ازمسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقرشدیم.
خیلی سرگرم کننده هست اینکه واسه ریچارد آشپزی می‌کنم .

امروزمی‌خوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده ۱۲ تا تخم مرغ روجدا جدا بزنین ولی من کاسه به اندازه‌ی کافی نداشتم واسه همین مجبور شدم ۱۲ تا کاسه قرض بگیرم تا بتونم تخم مرغ‌هاروتوش بزنم .

سه‌شنبه

ما تصمیم گرفتیم واسه‌ی شام سالاد میوه بخوریم . درروش تهیه ی اون نوشته بود ” بدون پوشش سروشود” ) لباس ، سس‌زدن= dressing) خب من هم این دستور رو انجام دادم ولی ریچارد یکی از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون .

نمی‌دونم چراهر دوتاشون وقتی که داشتم واسه‌شون سالاد رو سرومی‌کردم اون جور عجیب و شگفت‌زده به مننگاه می‌کردن.

چهارشنبه

من امروز تصمیم گرفتم برنج درست کنم ویه دستور غذایی هم پیداکردم واسه‌ی این کارکه می‌گفت قبل از دم کردن برنج کاملا شست‌وشوکنین.

پس من آب‌گرم‌کن رو راه انداختم و یه حموم حسابی کردم قبل از اینکه برنج رو دم کنم .

ولی من آخرش نفهمیدم اینکار چه تاثیری تو دم کردن بهتر برنج داشت .

پنج‌شنبه
باز هم امروز ریچارد ازم خواست که واسه‌ش سالاد درست کنم . خب منهم یه دستور جدید رو امتحان کردم .
تودستورش گفته بود مواد لازم روآماده کنین و بعد اونو روی یه ردیف کاهو پخش کنین وبذارین یه ساعت بمونه قبل ازاین که اونو بخورین .

خب منم کلی گشتم تا یه باغچه پیداکردم و سالادمو روی یه ردیف از کاهوهایی که اون جا بود پخش و پرا کردم و فقط مجبور شدم یه ساعت بالای سرش بایستم که یه دفعه یه سگی نیاداونو بخوره.

ریچارد اومد اون جا و ازم پرسید من واقعا حالم خوبه؟؟
نمی‌دونم چرا ؟عجیبه !!! حتماخیلی توکارش استرس داشته

باید سعی کنم یه مقداری دلداریش بدم.

جمعه

امروز یه دستورغذایی راحت پیدا کردم . نوشته بود همه‌ی مواد لازم رو تو یه کاسه بریزو بزن به چاک

beat it =در غذا : مخلوط کردن ، درزبان عامیانه : بزن به چاک

خب منم ریختم تو کاسه و رفتم خونه‌ی مامانم .

ولی فکر کنم دستوره اشتباه بود چون وقتی برگشتم خونه مواد لازم همون جوری که ریختهبودمشون تو کاسه مونده بودند.

شنبه
ریچارد امروز رفت مغازه ویه مرغ خرید و از من خواست که واسه‌ی مراسم روز یک‌شنبه اونو آماده کنم ولی من مطمئن نبودم که چه جوری آخه می‌شه یه مرغ رو واسه یک‌شنبه لباس تنش کرد وآماده اش کرد .
قبلا به این نکته تو مزرعه‌مون توجهی نکرده بودم ولی بالاخره یه لباس قدیمی عروسک پیداکردم و با کفش‌های خوشگلش ..وای من فکر می‌کنم مرغه خیلی خوشگل شده بود.
وقتی ریچارد مرغه رو دید اول شروع کرد تا شماره‌ی ۱۰به شمردن ولی بازم خیلی پریشون بود. حتما به خاطر شغلشه یا شایدم انتظارداشته مرغه واسه‌ش برقصه.
وقتی ازش پرسیدم عزیزم آیا اتفاقی افتاده ؟ شروع کرد به گریه و زاری وهی داد می‌زد آخه چرامن ؟ چرامن؟

هووووم … حتما به خاطر استرس کارشه … مطمئنم …

 


موضوعات مرتبط: طنز
[ 88/02/29 ] [ ] [ علی ]
زن سالمندی شوهرش را از دست داده بود. غم فوت شوهر و تغییر رفتار اطرافیان نسبت به زن باعث شده بود، که او هم کم کم نسبت به زندگی میل و رغبتش را از دست بدهد و چشم به راه مرگ بماند. اما با وجودی که لب به غذا نمی زد و دائم در حال بیماری و آه و ناله بود، اما فرشته مرگ به سراغش نمی آمد و او نفس می کشید. سرانجام طاقت زن طاق شد و از فرزندانش خواست تا او را نزد شیوانا ببرند و از او کمک بخواهد.
شیوانا با تعجب به سر و صورت زن خیره شد و از همراهانش پرسید: "آیا او در زمان حیات شوهرش هم اینقدر ژولیده و به هم ریخته بود؟" دختر زن گفت: "اصلا!!! مادرم دائم به خودش می رسید و لباس های تمیز و نو می پوشید و موهایش را رنگ می کرد و سعی می کرد خودش را نسبت به سن و سالش جوان تر بنماید. اما بعد از فوت پدر او دیگر به سر و وضع خود نرسید و خودش را به این روز انداخته است. "شیوانا به زن نگاهی انداخت و به او گفت: "برای مردن شتاب مکن. اگر زنده ای برای این نیست که بمیری، بلکه برای این است که زندگی کنی. مرده ها هم می میرند تا زندگی نکنند. برخیز و با کمک دخترانت سر و وضع خودت را اصلاح کن. لباس های خوب بپوش و زندگی را از سر بگیر. وقت مردنت که فرا برسد، آن موقع دست از زندگی بکش. برخیز و برو."
هفته بعد آن زن سالمند به همراهی فرزندانش دوباره نزد شیوانا آمدند. شیوانا این بار در چهره زن رنگ حیات و زندگی یافت و متوجه شد که بسیار سالم تر و سرحال تر از قبل است. همچنین لباس های زن تمیز و سر و صورت و ظاهرش هم رو به راه تر از قبل بود.
شیوانا از زن پرسید: "اکنون زندگی را چگونه می بینی؟" زن سالمند لبخندی زد و گفت: "تازه متوجه می شوم که زنده هستم، تا زندگی کنم و مرده ها می میرند تا زندگی نکنند. بنابراین تا زنده هستم باید مثل زنده ها رفتار کنم. به همین سادگی!"

موضوعات مرتبط: داستان
[ 88/02/29 ] [ ] [ علی ]
مددکار بين نگاه پيرمرد و پنجره فاصله انداخت. پيرمرد چشم هايش را بست!
مددکار: ببين پيرمرد! براي آخرين بار مي گم، خوب گوش كن تا ياد بگيري. آخه تا كي مي خواي به اين پنجره زل بزني؟ اگه اين بازي را ياد بگيري، هم از شر اين پنجره راحت مي شي، هم مي توني با اين هم سن و سال هاي خودت بازي كني. مثل اون دوتا. مي بيني؟ آهاي! با توام! مي شنوي؟
پيرمرد به اجبار پلك هايش را بالا كشيد.
مددکار: اين يكي كه از همه بزرگ تره شاهه، فقط يه خونه مي تونه حركت كنه. اين بغليش هم وزيره. همه جور مي تونه حركت كنه، راست، چپ، ضربدري... خلاصه مهره اصلي همينه. فهميدي؟
پيرمرد گفت: ش ش شااا ه… و و وزيـ ـ ـ ـررر
مددکار: آفرين..اين دوتا هم كه از شكلش معلومه، قلعه هستن. فقط مستقيم ميرن. اينا هم دو تا اسب جنگي. چطوره؟؟ فقط موند اين دو تا فيل كه ضربدري حركت مي كنن. و اين رديف جلويي هم كه سربازها هستن، هشت تا! مي بيني! درست مثل يك ارتش واقعي! هم مي توني به دشمن حمله كني، هم از خودت دفاع كني، ديدي چقدر ساده بود. حالا اسماشونو بگو ببينم ياد گرفتي يا نه؟؟
پيرمرد نيم سرفه اش را قورت داد و گفت: پس مردم چي؟؟؟ اونا تو بازي نيستن؟؟

موضوعات مرتبط: داستان
[ 88/02/29 ] [ ] [ علی ]
آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت و گویی به شرح زیر صورت گرفت:
بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می کنیم تا در صحرا که چیزی پیدا نمی شود بتوانیم دوام بیاوریم.
بچه شتر: چرا پاهای ما دراز و کف پای ما گرد است؟
شتر مادر: پسرم. قاعدتا برای راه رفتن در صحرا و تندتر راه رفتن داشتن این نوع دست و پا ضروری است.
بچه شتر: چرا مژه های بلند و ضخیم داریم؟ بعضی وقت ها مژه ها جلوی دید من را می گیرد.
شتر مادر: پسرم این مژه های بلند و ضخیم یک نوع پوشش حفاظتی است که چشم هاى ما را در مقابل باد و شن های بیابان محافظت می کنند.
بچه شتر: فهمیدم. پس کوهان برای ذخیره کردن آب است برای زمانی که ما در بیابان هستیم. پاهایمان برای راه رفتن در بیابان است و مژه هایمان هم برای محافظت چشم هایمان در برابر باد و شن های بیابان است!
بچه شتر: فقط یک سوال دیگر دارم!
شتر مادر: بپرس عزیزم.
بچه شتر: پس ما در این باغ وحش چه غلطی می کنیم؟
نتیجه گیری:
مهارت ها، علوم، توانایی ها و تجارب فقط زمانی مثمرثمر است که شما در جایگاه واقعی و درست خود باشید. پس همیشه از خود بپرسید الان شما در کجا قرار دارید؟
موضوعات مرتبط: داستان
[ 88/02/29 ] [ ] [ علی ]
راننده کامیونی وارد رستوران شد. دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد، سه جوان موتورسیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند. بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد. راننده به او چیزی نگفت.
دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد.
وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد، ولی باز هم ساکت ماند.
دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت: چه آدم بی خاصیتی بود، نه غذا خوردن بلد بود، نه حرف زدن و نه دعوا!
رستورانچی جواب داد: از همه بدتر رانندگی بلد نبود، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت!!!

موضوعات مرتبط: داستان
[ 88/02/29 ] [ ] [ علی ]
پرونده:Nordhausen camp.JPG 

پرونده:At the German concentration camp at Wobbelin.jpg

 


موضوعات مرتبط: سیاسی
ادامه مطلب
[ 88/02/17 ] [ ] [ علی ]
[ 88/02/17 ] [ ] [ علی ]
زمانی، مسافری از غرب نوشته بود: "زیبایی زنان ایرانی چنان خیره‌کننده است که هوش از سر بیننده می‌رباید" ولی امروز چه چیز در ایران زیبا به شمار می‌رود؟ زیبا، هر آن چیزی ست که کانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زیبا، هر آن چیزی ست که در فیلم‌های هالیوود نشان داده می‌شود. امروز زنان ایرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خویش از دست داده‌اند.


اشپیگل آنلاین (۱۹ آوریل) در گزارشی كه تنها به بخشی از زنان جامعه و به ویژه تازه به دوران رسیده‌هایی اختصاص دارد كه در یك جامعه بی‌تولید و در یك اقتصاد بیمار، فقط مصرف می‌كنند، و تصویری به شدت نادرست از زنان غربی و زندگی در غرب دارند، زیر عنوان كوتاه «جنون زیبایی در ایران» چنین می‌نویسد:

Iran Eshgh Group !
 

جنون زیبایی زیر روسری غوغا می‌كند. زنان ایرانی برای برنزه شدن تا مرز بیهوشی زیر آفتاب جزغاله می‌شوند و برای لاغر شدن جرعه جرعه سركه می‌نوشند.
«یاسمین تیفنزه» از سالها پیش در ایران زندگی می‌كند و هنوز نمی‌تواند این همه را درك كند. به یادداشت‌هایی از او از سرزمین هزار و یك عمل بینی توجه كنید:
ممكن است در غرب درباره مانكن‌هایی كه به بیماری لاغری و سوء تغذیه دچار هستند، بحث شود. در ایران اما رژیم گرفتن و عمل‌ زیبایی، شیك و مد به شمار می‌رود. امكان ندارد زنان در ایران همدیگر را ملاقات كنند و یك برنامه رژیم غذایی رد و بدل نكنند و یا درباره آخرین عمل زیبایی كه انجام داده‌اند، حرف نزنند. زیبا بودن در ایران، یكی از وظایف اصلی زنان است.
ولی واقعا چه چیز در ایران زیبا به شمار می‌رود؟ زیبا، هر آن چیزیست كه كانال‌های ماهواره‌ای نشان می‌دهند. زیبا، هر آن چیزیست كه در فیلم‌های هالیوود نشان داده می‌شود. و این همه در كشوری كه زنانش از قرنها پیش به دلیل زیبایی طبیعی‌شان زبانزد بوده‌اند. زمانی، مسافری از غرب چنین نوشته بود: «زیبایی زنان ایرانی چنان خیره‌كننده است كه هوش از سر بیننده می‌رباید». امروز اما زنان ایرانی باور خود را به بی‌همتا بودن خویش از دست داده‌اند.
زنان ایران به دلیل حجاب اجباری نمی‌توانند مانند زنان در كشورهای غربی ببالند. تنها چهره آنها، و بخش كوچكی از موی و پرهیب پیكرشان است كه در برابر بیگانه به نمایش در می‌آید.

دختران روپوش مدرسه می‌پوشند و حق ندارند آرایش كنند و حتی به ناخن‌هایشان لاك بزنند، یا موهایشان را رنگ كنند و یا حتی ابروهایشان را بردارند. همه اینها را اما آنها پس از دوران مدرسه جبران می‌كنند و چندان احتیاط و حساسیتی هم در این راه به خرج نمی‌دهند.
اگر كسی پولش را نداشته باشد، از روش‌هایی استفاده می‌كند كه در آلمان بیمارگونه ارزیابی می‌شوند: مثلا همراه با غذا سركه‌ای را می‌خورند كه خودشان درست كرده‌اند تا چربی با اسید جایگزین شود. علاوه بر این در روز چندین لیتر آب می‌نوشند چرا كه چربی باید به این وسیله از بدنشان خارج شود. به همه اینها یك ورزش شدیدا مبالغه‌آمیز نیز اضافه می‌شود. البته با موهای كاملا آرایش شده، صورت پودر و كرم مالیده و در فضایی كه بوی عطر و ادوكلن گران قیمت آن را پر كرده است.
امیر، یك مهندس پنجاه ساله از تهران می‌گوید: «فرقی نمی‌كند، در هر ساعتی كه به پارك بروم، زنان چنان بی عیب و نقص به نظر می‌رسند كه من همیشه از خودم می‌پرسم آخر اینها كی از خواب بلند شده‌اند؟ چنان بوی عطر می‌دهند كه من برای دویدن در پارك یك شال با خودم می‌برم، حتی در تابستان. البته آن را دور گردنم نمی‌بندم، بلكه جلوی بینی‌ام می‌گیرم تا مرا از موج عطری كه از سوی زنان متصاعد می‌شود، حفظ كند».


Iran Eshgh Group !



اگرچه تصور زنان ایرانی از زیبایی با تصوری كه مأموران امر به معروف و نهی از منكر از اخلاق دارند، هماهنگی ندارد، ولی حكومت از این نوع فرهنگ پرورش اندام حمایت می‌كند: در بسیاری از پاركها دستگاه‌های پرورش اندام قرار داده شده‌ است و مربی مخصوص زنان وجود دارد كه روزی یك ساعت آن هم رایگان به آنها تمرین می‌دهد.

اخیرا پارك‌هایی مخصوص زنان ساخته شده‌ تا چشم نامحرم به آنها نیفتد. در این نوع پاركها زنان می‌توانند بدون حجاب حركت كنند. نیروهای انتظامی برای این پاركها زنان انتظامی را به كار می‌گمارد.
زنان ثروتمندتر اما پزشكانی را استخدام می‌كنند كه برای آنها برنامه غذایی تجویز می‌كند. یك رستوران زنجیره‌ای در ایران از چندی پیش حتی سه وعده منوی غذای رژیمی برای بانوان طبقه بالا ارائه می‌كند. زنانی كه از امكانات مالی كمتری برخوردار هستند، خودشان را در پلاستیك‌های مخصوص نگهداری مواد غذایی می‌پیچند و زیر آفتاب دراز می‌كشند تا چربی بدنشان آب شود.
آن پوست سپیدی كه روزی در ایران شیك به شمار می‌رفت، مدتهاست كه از مد افتاده است. زنان طبقات مختلف در یك مسابقه بی‌پایان تلاش می‌كنند به مؤثرترین شكل ممكن خودشان را برنزه كنند و برای این كار هیچ حد و مرزی نمی‌شناسند. مثلا یكی از موادی كه می‌توان پوست خود را با آن برنزه كرد، مایه‌ای است كه از تركیب حنا و ماست به دست می‌آید. در سال گذشته، مخلوط روغن زیتون و قهوه سریعترین راه برنزه شدن به شمار می‌رفت. یك راه دیگر كه معجزه می‌كند این است كه در حال مالیدن روغن بچه به روی پوست، بر آن آب نمك پاشید!


Iran Eshgh Group !


زنان ناجی غریق از مد برنزه بسیار نگران هستند چرا كه زنان ساعت‌ها زیر نور خورشید دراز می‌كشند، بدون آنكه چیزی بخورند. این كار اغلب به اختلال در گردش خون منجر می‌شود. ناجیان غریق در محل‌های شنا همیشه از بلندگو اعلام می‌كنند كه بانوان باید دست كم یك بار در ساعت دوش آب سرد بگیرند و به اندازه كافی مایعات بنوشند. آنها می‌خواهند با این هشدار مجبور نشوند هر روز چند بار آمبولانس صدا بزنند. چند وقت پیش، جنون برنزه شدن تا آنجا پیش ‌رفت كه خانم‌ها پس از كلی شنا كردن زیر آفتاب، یك ساعت تمام هم روی نیمكت دراز ‌كشیدند تاحمام آفتاب بگیرند. البته چند نفر از آنها متأسفانه به شدت دچار آفتاب‌سوختگی شدند و حتی گفته می‌شود چند نفر هم جان خود را از دست دادند. هر زن ایرانی دوستی را می‌شناسد، یا دوست دوستش را، و یا دوستِ دوستِ دوستش را، كه بدنش این اندازه از آفتاب و گرما را نمی‌توانست تحمل كند. چندی پیش دولت دستور داد تمام این نیمكت‌ها را، البته به دلایل بهداشتی، جمع كنند.

عمل زیبایی در ایران به یك كار روزانه تبدیل شده است. همیشه و همه جا از آن حرف زده می‌شود. خیابان‌های تهران پر است از زنان و مردانی كه یك چسب زخم روی بینی‌شان دارند. از آنجا كه بسیاری از ایرانیان دماغشان بزرگ است، عمل بینی به یكی از معمول‌ترین عمل‌های زیبایی تبدیل شده است. در عین حال بزرگ كردن لب‌ها و برجسته كردن استخوان گونه‌ها و بزرگ كردن پستان‌ها نیز بسیار رایج است. رفع چربی بدن نیز بیش از پیش طرفدار پیدا می‌كند. از آنجا كه عمل زیبایی با هزینه همراه است، حتی برخی پدران اتومبیل خود را می‌فروشند تا دخترشان بتواند دماغش را مانند مدل‌های مجله‌های زیبایی عمل كند.

آرایشگاه‌های زنانه و مردانه درایران جدا هستند. به همین دلیل سالن‌های آرایش زنا
نه به استودیوهای زیبایی تبدیل شده‌اند كه زنان می‌توانند یك روز تمام در آنها بدون هر مشكلی بسر آورند. كم نیستند سالن‌های آرایش و زیبایی كه حتی سه طبقه هستند زیرا اغلب پیش می‌آید كه همه مشتریان چند بار در هفته تمامی روز در آنجا می‌مانند. مثلا برای اینكه لاك ناخن‌های یك خانم باید با لباس شب‌اش جور در بیاید. البته با این شكل و شمایل آنها در مجالس بزم خصوصی و پنهان ظاهر می‌شوند.


Iran Eshgh Group !


اغلب بانوان موهای خود را مطابق الگوی غربی طلایی می‌كنند كه متأسفانه با تركیب رنگ موی زنان ایرانی، نه بلوند بلكه زرد می‌شود. از آنجا كه خانم‌ها فقط می‌توانند چتری و جلوزلفی خود را از زیر روسری به نمایش بگذارند، آن را با اسپری فراوان پوش می‌دهند و بالا می‌برند.
بالاخره همه چیز حاضر می‌شود: با پوست به شدت قهوه‌ای شده، وزنی به طور متوسط حدود چهل و پنج كیلو، آرایش خشك هالیوودی و كفش‌هایی با پاشنه پانزده سانتی واقعا هم زنان ایرانی با الگوهای غربی‌شان تقریبا هیچ تفاوتی ندارند. اما فقط تقریبا! چرا كه زنان در غرب واقعا این شكلی نیستند
.


موضوعات مرتبط: فرهنگی
[ 88/02/17 ] [ ] [ علی ]

نظریۀ سلسله مراتب نیازهای مقدماتی انسان که آقای ماسلو (Maslow) در سال ۱۹۴۳ در مقاله‏ای آنرا ارائه نمود، یکی از مباحثی است که در روانشناسی مطرح است و نظریه‏های متفاوتی در مورد آن ارائه شده است. این رده‏بندی نیازها که به صورت یک هرم نمایش داده می‏شود به این صورت است که نیازهای پایه‏ای‏تر و مهم‏تر در پایین هرم قراردارند و هر چه بالاتر می‏رود از شدت الزام آنها کاسته می‏شود. البته این بدان معنا نیست که مثلا ردۀ بالا اصلا اهمیت ندارد بلکه اهمیت آن به گونه‏ایست که در کیفیت و چگونگی زندگی خود را بروز می‏دهد.

این تصویری از هرم نیازهای اولیۀ انسان بر اساس نظریۀ ماسلو است :

در اینکه نیازهای اصلی انسان خوراک، پوشاک و مسکن می‏باشند هیچ شکی نیست اما اگر از زاویه‏ای دیگر به انسان نگاه کنیم، نیازهای دیگری را می‏یابیم که بدون آنها زندگی انسان امروز غیرممکن نمود می‏کند. اهمیت این نیازها آنچنان بالاست که می‏بایست پس از کشف آنها، به فکر راههایی برای ارتقاء و چگونگی پاسخ بهینه به آنها بود. نکتۀ قابل توجه این است که این نیازها شاید در نگاه اول مهم جلوه نکنند اما وقتی بیشتر دقت می‏کنیم درمی‏یابیم که عدم وجود هریک، امید به زندگی و پیشرفت را از بین می‏برد و در بعضی مواقع زندگی را به طور کلی مختل کرده و یا امکان زندگی کردن را از انسانها می‏گیرد. طبق نظریۀ ماسلو، ۵ دسته وجود دارد که عبارتند از :

الف) نیازهای فیزیکی و مادی : خواب، خوراک، پوشاک، مسکن و … که الزام زندگی است و بدون آنها زندگی غیرممکن است، در درجۀ اول اهمیت قرار دارند و کلیۀ فعالیت‏های انسان به گونه ختم به تامین اینها می‏شوند. این گونه نیازها رابطۀ مستقیم با طول عمر دارند.

ب) نیازهای امنیتی : امنیت مالی و جانی، سلامتی، خانوادۀ سالم و خوب، امنیت اجتماعی و … این دسته از نیازها، همانطور که در شکل می‏بینید در درجۀ دوم قرار دارند و به گونه‏ایست که تامین این نیازها، زندگی مستقل و آرامی را نتیجه می‏بخشد. البته تامین این نیازها از لحاظ اهمیت تا اندازه‏ای با نیازهای درجۀ اول برابری می‏کنند و در کشورهای توسعه یافته هدف اصلی مردم و حکومت تامین نیازهای امنیتی است.

ج) نیازهای اجتماعی : پس از تامین دو نیاز بسیار مهم که ذکر شد و پس از کامل کردن آنها (ابتدا آنها باید تامین شوند) نوبت می‏رسد به تامین نیازهای اجتماعی - احساسی شامل دوستی و روابط خانوادگی، عشق و ازدواج و … . با توجه به اینکه انسانها نیاز به متعلق بودن و قبول شدن توسط دیگران را در وجود خود دارند، این نیاز پس از پاسخ به نیازهای اولیه خود را بیش از پیش بروز می‏دهد. رفت و آمدهای خانوادگی، میل به ازدواج و دوست داشته شدن! عضویت در گروههای مختلف، پذیرش در جمع‏های دوستان، جلسه‏های مذهبی، انجمن‏های تخصصی همان نیازهایی است که بیشتر ما همه روزه به دنبال آن هستیم.

د) عزت و اعتبار : همۀ انسانها به این نیاز دارند که مورد قبول و مورد احترام واقع شوند. نمایان شده و در جمع برتر باشند و خود را به نوعی بهتر از دیگران جلوه دهند. در درجۀ اول، اعتماد بنفس، نتیجۀ عزت و اعتبار است و افرادی که معمولا منزوی واقع شده و گاهی اوقات از زندگی اجتماعی زده شده و از حضور در اجتماعات هراس دارند، همان افرادی هستند که این نیاز خود را پاسخ نداده و نسبت به آن بی‏توجه هستند. باید دقت داشت که عزت و اعتبار موروثی نیست و از ابتدا در نهاد انسان واقع نشده بلکه اکتسابی بوده و با کمی تلاش قابل دستیابی است.

ه) خود شکوفایی : آنچه که ماسلو از این بخش معرفی می‏نماید این است :”آنچه که انسان می‏تواند باشد، باید باشد.” افراد خودشکوفا افرادی هستند که عدم نیاز شخصیتی به دیگران در آنها تجلی دارد. زندگی را انطور که هست قبول می‏نمایند. از هر آنچه که دارند راضی هستند و همیشه رضایت در دلشان موج می‏زند. شادی و خوشحالی قسمتی از زندگی انهاست. حل مسائل و مشکلات دیگران برایشان مهم است نوآوری و ابتکار، خلاقیت، شایستگی شخصیتی جهت دریافت موهبت‏های زندگی عادت آنهاست و از تجربیات قبلی خود جهت پیشرفت برنامه های بعدی خود بهره می‏گیرند.

در نتیجه این هرم اینطور نشان می‏دهد که پاسخ به سطوح بالایی مستلزم پاسخ به سطوح پایینی است و پس از تامین نیازهای پایینتر می‏توان نیازهای بالایی را تامین کرد.

چکیده‏ای از : Wikipedia- psychology.about.com

اما طبق رده‏بندی دیگری که توسط دکتر ریموند شامو ارائه شده است، نیازهای انسان به ۲ دسته کلی تقسیم شده‏اند :۴ نیاز شخصیتی و ۲ نیاز روحی.

الف) نیازهای شخصیتی :

۱ – یقین و اطمینان

همۀ ما به مقداری معین از اطمینان نیاز داریم و باید بدانیم که در بعضی موارد هیچ دستی نیست که ما را یاری دهد. ما باید بدانیم و اطمینان داشته باشیم که مقدماتی‏ترین ضرورتهای زندگی برای ما تهیه شده است و همه چیز در اختیار ماست. پس باید احساس امنیت کرده و خود را تنها دریابیم.

۲ – بلاتکلیفی و تردید نسبت به امور پیش رو

اگر ما نسبت به آینده و آنچه قرار است برایمان اتفاق افتد آگاه بودیم و به راحتی می‏توانستیم دریابیم که فردا چه اتفاقی در انتظار ماست، بی‏شک با زندگی خسته کننده‏ای روبرو می‏شویم و تلاشهایمان برای امرار معاش بی معنی بود. پس اینکه نمی‏دانیم آیندۀ ما به چه صورت رقم می‏خورد باعث ایجاد نوعی انرژی جهت امرار معاش می‏شود.

۳ – اعتبار و عزت

هر کس به اندازه‏ای هر چند مختصر و کم نیاز به مهم بودن و ارزشمند بودن دارد؛ اینکه برای عده‏ای و یا حداقل یک نفر مهم باشد و اینکه وجودش اهمیت داشته باشد.

۴ – ارتباط و عشق

(No man is an island – جان دون) به راستی که هیچ کس به تنهایی نمی‏تواند زندگی کند. هر کسی نیاز دارد که با دیگران ارتباط داشته باشد و در این میان دوست داشته شود و گاهی مورد ستایش قرار گیرد به عبارتی هرکسی نیاز دارد که به قلب شخصی دیگر تعلق داشته باشد.

ب) نیازهای روحی :

۱ – رشد و ترقی

ما نیاز به این داریم که احساس کنیم در حال رشد و ترقی هستیم و زندگیمان هر روز بهتر از دیروز است و همچنین قبول اینکه سیرتکاملی داریم امری است که عدم وجود آن باعث رکود در زندگی و نیل به اهداف می‏شود.

۲ – همکاری، تعاون

این امری طبیعی است که یک انسان سالم، احساس کمک به همنوع را در وجود خود دارد. این عمل باعث نوعی احساس خوب بودن و مفید بودن را در ما بروز می‏دهد. همکاری و تعاون در واقع قدم آخر از سیر تکاملی انسان است که متاسفانه رو به کمرنگی است.

منبع

پاسخ به این نیازها و رفع و چگونگی دستیابی به آنها، در نتیجه ما را متوجه شخصیت واقعی خود می‏کند و ما را بر آن می‏دارد تا نسبت به آنچه که در آن ضعف داریم دقیق‏تر شده و آن نیاز را بیش از پیش پاسخ گوییم. کمبود هر یک از این نیازها ممکن است انسان را از مسیر تکامل شخصیتی منحرف نماید و گاهی به بیراهه‏ها کشاند.

مثلا کسی که بیش از حد نیاز به اهمیت داشتن و مهم بودن دارد اما در زندگی عشقی و رابطۀ‏های خود کمبود دارد، در واقع در رفتار خود با مشکل مواجه است و با کمی جستجو در‏می‏یابد که با تعدیل این دو می‏تواند زندگی بهتری را برای خود فراهم آورد.

با کمی تفکر و تامل در‏می‏یابیم که بسیاری از ما بعضی از نیازهای شخصیتی و روحی خود را نادیده گرفته‏ایم و گاهی اصلا توجهی به آنها نمی‏کنیم در حالیکه کلید موفقیت در زندگی شخصی اهمیت دادن به نیازهای اساسی روح و روان و شخصیت است.


موضوعات مرتبط: مفید و آموزنده
[ 88/02/17 ] [ ] [ علی ]


 

زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.

یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.

دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.

زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.

امّا داماد از جایش تکان نخورد!!!!

او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.

همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.

فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود:
 «متشکرم! از طرف پدر زنت»


موضوعات مرتبط: طنز
[ 88/02/17 ] [ ] [ علی ]

 

بقیه تصاویر را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید

 

 


موضوعات مرتبط: خبری
ادامه مطلب
[ 88/02/17 ] [ ] [ علی ]
2

آقای بیژن مرتضوی در شمال ایران در نزدیکی دریای خزر به دنیا آمد.وی نواختن ویولن را از سه سالگی آغاز کرد.در تهران تحت نظر پنج تن از معتبر ترین و معروفترین اساتید ویولن به یادگیری ویولن مشغول شد و تکنیک های ویژه ای همچون بداهه سازی(و بداهه نوازی) ارکستراسیون :ترتیب و تنظیم: گام ربع پرده و غیره…را آموخت. در سن هفت سالگی این کودک با استعداد یادگیری نواختن پیانو گیتار سازهای کوبه ای و سازهای زهی موسیقی سنتی عامه پسند مانند عود تار و سنتور را فرا گرفت.آقای مرتضوی در یازده سالگی مقام نخست مسابقه کشوری موسیقی دانش آموزان را کسب کرد.او تنها چهارده سال داشت که یک گروه ارکستر سی و دو نفری تشکیل داد و ساخته های خود را بار ها در اردوی معروف تابستانی “رامسر”در ایران اجرا کرد. او بعد از اتمام مقطع دبیرستان به انگلستان رفت.در آنجا تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مورد علاقه اش مهندسی و نقشه کشی شهری ادامه داد.

imglarge-633225423721

همچنین اجرای موسیقی و یادگیری ویولن را دنبال کرد. در سال 1979 میلادی به ایالات mirjalali-31متحده آمریکا مهاجرت کرد و به تحصیل در رشته موسیقی در دانشگاه ایالت تگزاس ادامه داد.سپس در سال 1985درکالیفرنیا سکونت کردو اولین آلبومش را عرضه کرد که پر فروشترین آلبوم در سال 1990 شد. مشخصه ای که او را از همه نوازندگان دیگر متمایز می کند توانایی او در نواختن همه سازهای به کار رفته در آثارش است. تور داخلی و بین المللی که از سال 1990 آغاز شد برای او مخاطبان فراوانی در سر تاسر جهان فراهم کرد. اکنون او به عنوان اولین هنرمند ایرانی که تحت حمایت شرکت های “Nederlander Productions” “Jeep Eagle” ” New Dodge” “Chrysler” می باشد شناخته شده و مورد احترام است. در سوم جولای 1994 پس از سی و چهار سال نوازندگی ویولن آقای بی÷ن مرتضوی اولین هنرمند ایرانی بود که نبوغ مسلم خود را در”Greek Theater” به منصه ظهور نهاد. یکی از قطعاتی که او در این کنسرت اجرا کرد “حماسه”(Epic) نام داشت که در یازده سالگی ساخته بود.روی صحنه کنسرت :آقای مرتضوی (تحقق)رویای کودکی اش را با تماشاگران قسمت کرد:او آرزو داشت روزی قطعه”حماسه”را همراه با یک گروه ارکستر بزرگ اجرا کند و موسیقی ملی وطنش را به همه مردم جهان معرفی کند. این آرزو سرانجام به حقیقت پیوست.

56196232

 


موضوعات مرتبط: بیوگرافی هنرمندان
[ 88/02/15 ] [ ] [ علی ]


زندگینامه

داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی در میانه به دنیا آمد. پدرش محمود اقبالی، از ملاکان آذربایجان بود. داریوش دوران کودکی را در میانه، زادگاه پدر و مادرش گذراند. اولین بار در ۹ سالگی در جشنی در مدرسه شهرآرا به روی صحنه رفت. دوران دبیرستان را در دبیرستان‌هایی همچون دبیرستان فارابی، دبیرستان کرج، دبیرستان رازی دبیرستان سنندج، و دبیرستان آزادگان تهران پارس ‌گذراند و در مراسم‌ هنری به اجرای برنامه‌های هنری می پرداخت.

در ۱۳۴۹ با حسن خیاط‌باشی آشنا می‌شود و همین ورود رسمی او به موسیقی حرفه‌ای است. در همین سال او با ترانهٔ به من نگو دوست دارم به شهرت می‌رسد. لازم به توضیح است که اولین نرانه مستقل او ترانه نبسته پیمان بوده است از علی گزرسز (رها) داریوش در روز ششم شهریور ماه ۱۳۵۳ توسط س-ا-ز-م-ا-ن امنیت ش-ا-هنشاهی دستگیر و مدت ۹ ماه در ز-ن-د-ا-ن میماند، در همان روز روزنامه اطلاعات عکسی از او به چاپ میرساند که پلیس مدعی شده بود که او را به جرم مصرف ونگهداری ی مواد مخدر دستگیر کرده است که آن مطلب دروغ محض بود وساواک او را به خاطر اجرای ترانه های س-ی-ا-س-ی اش مثل جنگل ، پریا، رهایی و گل گندم به ز-ن-د-ا-ن انداخته بود .

با سر کار آمدن جمهوری اسلامی، داریوش نیز مانند اکثر خوانندگان پاپ ایرانی آن زمان، از کشور خارج شد و در مهر ماه ۱۳۵۷ (۱۹۷۸) به انگلستان و به شهر برموس نقل مکان کرد و پس از دوسال اقامت در آنجا به دعوت احمد محمودعازم آ-م-ر-ی-ک-ا شد.

در دهه هفتاد خورشیدی ترانه‌ای از داریوش با عنوان به بچه‌هامون چی بگیم با شعر اردلان سرفراز باز دوباره بر سر زبانها افتاد.
گناه هر چی که گذشت به گردن ما بود و هست
از ما اگه بتی شکست بتهای تازه جاش نشست

داریوش در سا‌ل‌های اخیر در خارج از ایران فعال بوده و در آ-م-ر-ی-ک-ا، انگلستان، آلمان، کانادا، و ژاپن کنسرتهایی اجرا کرده است.

او که خود مدت‌ها معتاد بود (بنا بر اظهارات خودش)، اعتیاد را ترک کرد و به عنوان فعال ضد اعتیاد نیز فعالیت می‌کند و از همین رو به همراه جمع دیگری س-ا-ز-م-ا-ن مرکز بهبودی ایرانیان را تأسیس کرده است. و با کمک شخصی بنام خشایار سایت بهبودی و بهبودی چت را تأسیس کرد سپس بعدها با تأسیس بنیاد آینه و عضویت در عفو بین الملل بر فعالیت‌های اجتماعی خود افزود.

ترانه‌ها

داریوش با سبک صدایی خاص و استفاده از مضامینی همچون آزادی، صلح و عشق طرفداران خاص خود را داشته است و دارد.

شعرهای ترانه‌هایش از شاعرانی مانند مولوی، حافظ، احمد شاملو، نادر نادر-پور، حسین منزوی و سیمین بهبهانی و ترانه‌سرایانی همچون اردلان سرفراز، شهیار قنبری و ایرج جنتی عطایی است. وی با آهنگسازان بنامی چون جلیل و فرید زلاند، بابک بیات، اسفندیار منفردزاده، واروژان ، حسن شماعی زاده و بابک افشار همکاری داشته است.

از جمله ماندگارترین آثار داریوش می‌توان به ترانه‌های دست‌های تو و چشم من و دوباره می‌سازمت وطن و "بچه ها" و "خونه" اشاره کرد.

کارهای داریوش شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.

وی چند سالی است که از جامعه هنری در لوس‌آنجلس فاصله گرفته است و آثار خود را تنها از طریق شرکت پخش ترانه شخصی خود و نیز اینترنت منتشر می‌کند.

فعالیتهای س-ی-ا-س-ی - اجتماعی

داریوش چه در زمان سلطنت محمدرضا ش-ا-ه پ-ه-ل-و-ی و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مخالفت با روش زمامداران حاکم بر ایران پرداخت و به همین دلیل به ز-ن-د-ا-ن افتاد. وی در زمان حکومت پ-ه-ل-و-ی قصد خروج از کشور داشت که با آن موافقت نشد. حمله به وی باعث شد تا برای معالجه به وی اجازه خروج داده شود و بنا بر این در زمان انقلاب وی در ایران نبود. پس از آن نیز وی به کشور بازنگشت

وی در طی سالهای غربت همواره از پناهجویان ایرانی حمایت کرده است و در تظاهرات‌های حمایت از این افراد فعال بوده است.و نیز با تشکیل بنیادهایی همچون آینه به حمایت از معتادان برخاسته است.

اعتیاد

در دهه پنجاه خورشیدی شخصی با حمله به داریوش بر صورت او اسید پاشید و وی مدتی در بیمارستان بستری شد. برای کاهش درد به وی مرفین داده می‌شد و تکرار این کار باعث شد تا وی گرفتار اعتیاد به مواد مخدر شود. به گفته خود داریوش تا قبل از این ماجرا آشنایی وی با مواد مخدر اندک بوده است.

پس از سال‌ها اعتیاد وی سرانجام تصمیم به ترک می‌گیرد و به کمک متخصصان موفق می‌شود اعتیاد را ترک کند. اولین برنامه رسمی داریوش بنام آینه در رادیو AFN (میبدی) بود و در سال 2003 با همکاری شخصی بنام خشایار سایت بهبودی را که اولین وب سایت ایرانی برای کمک به معتادان و خانواده ها بود را در سال 2003 راه اندازی کرد و سپس با همکاری دو پزشک بنیادی به نام آینه تأسیس می‌کند تا به یاری معتادان برود. گفته می‌شود از زمان تأسیس این بنیاد تاکنون نزدیک به ۴۰ هزار نفر ترک اعتیاد کرده‌اند. بعد از رادیو وی تصمیم به گسترش کار خود می گیرد و برنامه آینه را در تلویزیون های 24 ساعته ادامه می دهد وی همچنین در همایش‌ها و کنفرانس‌های متعدد ترک اعتیاد شرکت کرده است.

جوايز و افتخارات

جايزه سيمون و رونالد رايت بابت حمايت از حقوق اقليت سال ۲۰۰۵
نشان صلح در فستیوال فیلم، موسیقی و رسانه‌های تصویری بحرین
جایزه بین‌المللی شر به خاطر فعالیت های پیوسته در ارتباط با اعتیاد و معضلات اجتماعی

موضوعات مرتبط: بیوگرافی هنرمندان
[ 88/02/15 ] [ ] [ علی ]

اگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است.

 

 

سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.

سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.

 

سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.

اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است.

موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست.


موضوعات مرتبط: بیوگرافی هنرمندان
[ 88/02/15 ] [ ] [ علی ]
 

Accept - پذیرا باشید
دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید، حتی اگر برایتان مشکل باشد
که عقاید، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.

Break away - خودتان را جدا سازید
 خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.

Create - خلق کنید
 خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید
و با آنها امیدها، آرزوها، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.

Decide - تصمیم بگیرید
 تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید. در آن صورت شادی راهش را
به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.

Explore - کاوشگر باشید
 جستجو و آزمایش کنید. دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.

Forgive - ببخشید
 ببخشید و فراموش کنید. کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.

Grow - رشد کنید
 عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید
تا نتوانند مانع رشد و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.

Hope - امیدوار باشید
 به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است،
البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.

 Ignore - نادیده بگیرید
 امواج منفی را نادیده بگیرید. روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید. پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.

Journey سفر کنید
 به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن، امکانات جدید را آزمایش کنید. سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.

Know - آگاه باشید
 آگاه باشید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد. همانطور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید.

Love - دوست بدارید
 اجازه دهید که عشق به جای نفرت، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است،
تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.

Manage - مدیر باشید
 بر زمان مدیریت داشته باشید، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد.
استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.

Notice - توجه کنید
 هرگز افراد فقیر، ناامید، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید
و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.

Open - باز کنید
 چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید،
حتی در سخت ترین و بدترین شرایط، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.

Play - بازی و تفریح کنید
 فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید.
بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع، مفهومی ندارد.

Question - سوال کنید
 چیزهایی را که نمی دانید بپرسید، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.

Relax آرامش داشته باشید
 اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود
و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.

Share - سهیم شوید
 استعدادها، مهارتها، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید،
زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.

Try - تلاش کنید
 حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید.
با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهر و خبره می شوید.

Use - استفاده کنید
 از استعدادها و توانایی هایتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید. استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما
پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.

Value - احترام بگذارید
 برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند، ارزش قایل شوید
و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.

Warm - صمیمی باشید
 با اطرافیانتان صمیمی باشید و نگذارید فضای اخلاقیتان
به سمت و سویی جز صمیمیت منتهی شود.

X-Ray - اشعه ایکس
 با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید،
در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.

Yield - اجازه دهید
 اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود.
اگر شما در راه درستی حرکت کنید در انتها سعادت واقعی را خواهید یافت .

Zoom - تمرکز کنید
 زمانی که خاطرات تلخ، ذهنتان را پر کرده است سعی كنید با مثبت اندیشی به آینده فكر كنید.
و بر خوشبختی كه در ادامه ی عمر در انتظارتان است تمركز كنید.

 


موضوعات مرتبط: مفید و آموزنده
[ 88/02/15 ] [ ] [ علی ]
داستان عقاب ...

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است .
عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند

ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.
زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد :
چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند .
نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به
سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.
در این هنگام ، عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد . یا باید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد .
برای گذرانیدن این فرایند، عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند .
در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود .
پس از کنده شدن نوکش ، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ، سپس باید چنگال هایش را از جای برکند.
زمانی که به جای چنگال های کنده شده ، چنگال های تازه ای درآیند ، آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند .
سرانجام ، پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد ، آغاز کرده ...
و 30 سال دیگر زندگی می کند.


موضوعات مرتبط: طبیعت و حیوانات
[ 88/02/15 ] [ ] [ علی ]
بهلول برخاست و دامن بر شيخ فشاند و فرمود تو مي‌خواهي كه مرشد خلق باشي در صورتي كه هنوز طعام خوردن خود را نمي‌داني و به راه خود رفت. مريدان شيخ را گفتند: يا شيخ اين مرد ديوانه است. خنديد و گفت سخن راست از ديوانه بايد شنيد و از عقب او روان شد تا به او رسيد. بهلول پرسيد چه كسي؟ جواب داد شيخ بغدادي كه طعام  خوردن خود را نمي‌داند. بهلول فرمود آيا سخن گفتن خود را مي‌داني؟ عرض كرد آري. بهلول پرسيد چگونه سخن مي‌گويي؟ عرض كرد سخن به قدر مي‌گويم و بي‌حساب نمي‌گويم و به قدر فهم مستمعان مي‌گويم و خلق را به خدا و رسول دعوت مي‌كنم و چندان سخن نمي‌گويم كه مردم از من ملول شوند و دقايق علوم ظاهر و باطن را رعايت مي‌كنم. پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بيان كرد.

 بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمي‌داني.. پس برخاست و دامن بر شيخ افشاند و برفت. مريدان گفتند يا شيخ ديدي اين مرد ديوانه است؟ تو از ديوانه چه توقع داري؟ جنيد گفت مرا با او كار است، شما نمي‌دانيد. باز به دنبال او رفت تا به او رسيد. بهلول گفت از من چه مي‌خواهي؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمي‌داني، آيا آداب خوابيدن خود را مي‌داني؟ عرض كرد آري. بهلول فرمود چگونه مي‌خوابي؟ عرض كرد چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب مي‌شوم، پس آنچه آداب خوابيدن كه از حضرت رسول (عليه‌السلام) رسيده بود بيان كرد.

 بهلول گفت فهميدم كه آداب خوابيدن را هم نمي‌داني. خواست برخيزد جنيد دامنش را بگرفت و گفت اي بهلول من هيچ نمي‌دانم، تو قربه‌الي‌الله مرا بياموز.

 

  بهلول گفت چون به ناداني خود معترف شدي تو را بياموزم.

بدانكه اينها كه تو گفتي همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال بايد و اگر حرام را صد از اينگونه آداب به جا بياوري فايده ندارد و سبب تاريكي دل شود. جنيد گفت جزاك الله خيراً! و در سخن گفتن بايد دل پاك باشد و نيت درست باشد و آن گفتن براي رضاي خداي باشد و اگر براي غرضي يا مطلب دنيا باشد يا بيهوده و هرزه بود.. هر عبارت كه بگويي آن وبال تو باشد. پس سكوت و خاموشي بهتر و نيكوتر باشد. و در خواب كردن اين‌ها كه گفتي همه فرع است؛ اصل اين است كه در وقت خوابيدن در دل تو بغض و كينه و حسد بشري نباشد.


موضوعات مرتبط: داستان
[ 88/02/15 ] [ ] [ علی ]
کیست که غربت رفته را یاد کند / دل غربت زده را شاد کند

مینویسم این سخن از بهر دوست / تا بداند این دلم در فکر اوست . . .


نبض لحظه رو نگه دار نذار عشقمون بمیره / نذار ضربه های ساعت ، منو از تو پس بگیره

عقربک های زمونه ، خستگی سرش نمیشه / نگو برمیگردی فردا دل که باورش نمیشه . . .


گفت بنویس میمانم ، نوشتم میروم ، این غلط املائی مرا ویران کرد

و حالا باید روزی 100 مرتبه از روی تنهائی بنویسم . . .


چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند

چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود

و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . .


با آبی عشق پر کشیدن زیباست / در لحظه غم ، تو را سرودن زیباست

منظورم از این ترانه میدانی چیست ؟ / یعنی که همیشه با تو بودن زیباست . . .


مینویسم ( د ی د ا ر )

تو اگر با من و دلتنگ منی ، یک به یک فاصله ها را بردار . . .


عشق یعنی با غم الفت داشتن / سوختن با درد نسبت داشتن

عشق در یک جمله یعنی انتظار / انتظار روز رجعت داشتن . . .


خواهم ز خدا که بی وفایم نکند / غرق گناهم ولی رهایم نکند . . .


عشق را وارد دعای خود کن ، زیرا دعا زیباترین گفتگوی عاشقانه با خداست . . .


کسی آرام میآید نگاهش خیس عرفان است

قدم هایش پر از معنا ، دلش از جنس باران است

کسی فانوس بر دستش ، بسان نور میآید . . .


نه یادم میکنی نه میروی یاد / به نیکی باد یادت ای پریزاد

مرا کردی تو ای دوست فراموش / فراموشی ست رسم آدمیزاد . . .


دوستان خرده گرفتند که چرا دل به تو دادم / باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرائی ؟!؟


سحر که برگ گل تر شد ز شبنم / نسیم ، آهسته زلفش ریخت بر هم

بیاور عطر زلفش سوی فایز / مرا فارغ کن از غم های عالم . . .


همه با یار خوشند و ما به غم یار خوشیم

کار سختی است ولی ما به همین کار خوشیم . . .


ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود / دربند نگاه او گرفتار نبود

من عاشق و او ز عشق من بی خبر است / ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود . . .


اندر دل من بدین عیانی که توئی / وز دیده من بدین نهانی که تویئ

وصاف تو را وصف نداند کردن / تو خود به صفات خود چنانی که توئی . . .


در عشق تو از بس که خروش آوردیم / دریای سپهر را به جوش اوردیم

چون با تو خروش و جوش ما در نگرفت / رفتیم و زبان های خموش آوردیم . . .


عاقبت یک روز مغرب محو تماشای مشرق میشود

عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق میشود

شرط میبندم زمانی که نه زود است و نه دیر

مهربانی حاکم کل مناطق میشود . . .


اوج نیازم در به در نگاهته / آرامش درون من دیدن روی ماهته . . .


بیا ای گل که از روی چون گلت در بهار من پیدا شد

بیا کز بوی تو ای گل هزار انگیزه پیدا شد . . .

 

در اوج یقین اگر چه تردیدی هست / در هر قفسی کلید امیدی هست

چشمک زده ستاره در شب یعنی / تو چمدان ماه ، خورشیدی هست . . .

 

امروز مرا بخوان که فردا دیر است / این خواب عجیب ما چه بی تعبیر است

فردا که ببینمت دگر عشقی نیست / فردا دل من از آشنائی سیر است . . .

 

به شب نالم ، شب شبگیر نالم / گهی از بخت بی تدبیر تالم

بنالم چون پلنگ تیر خورده / گهی چون شیر در زنجیر نالم . . .

 

هزار گل تقدیم به آینه شکسته ای که لبخند تو تو را هزار بار تکرار میکند . . .

 

ادبیات عشق :

جذاب ترین کلمه : آشنائی

متین ترین کلمه : دوستی

آرام بخش ترین کلمه : محیت

پاک ترین کلمه : وجدان

تلخ ترین کلمه : تنهائی

زشت ترین کلمه : خیانت

سخت ترین کلمه جدائی

و زیباترین کلمه : تو . . .

 

به سه دوست صمیمی میگم که تحویلت نگیرن !

غم و حسرت و نتهائی . . .

 

عشق اگر عشق تو و عاشق اگر من باشم

آنچه هرگز نرسد ، روز جدائی باشد . . .

 

بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست

غم دل با که توان گفت که دلداری نیست

رو مداوای خود کن ای دل از جای دگر

کندر این شهر طبیب دل بیماری نیست . . .

 

٫٬คื،٪ื()٫ค٪ื،٬٬<>>؛:*

میدونی این یعنی چی !؟

یعنی به طور عجیبی دوست دارم !

 

اي دوست دلت هميشه زندان من است

آتشكده عشق تو از آن من است

آن روز كه لحظه وداع من و توست

آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست

 

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

 

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

 

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن…! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…! و تو… هيچ وقت او را نديده اي

 

آرزوم بي تو محاله لحظه هام بي تو سواله

بي تو مقصد خيلي دوره راه عشقم بي عبوره

من نمي خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم

دوست دارم که راستي راستي حس کنم تو رو تو دستم

 

عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا اشک ... آری ... عشق بها دارد !!!

 

چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست

 

می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم

 

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت

 

شنيدم که شمشير يکي را دوتا مي کند بنازم به شمشيرعشق که دوتا رايکي مي کند .

 

ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند

 

دلیل آفرینش انسان عشق بود وخدا انسان را عشق افرید چون عشق بود و در قلب انسان عشق را نهاد تا عشق شود پس باید قدر ایننعمت الهی (قدرت عشق) را دانست

 

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

 

زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .

 

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

 

دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد . دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه

 

هیچ وقت گریه نکن چون هیچکس لیاقتش رو نداره ! اون کسی هم که داره طاقتش رو نداره !

 

سلامتي اوني که دوسش دارمو نميدونه

سلامتي اوني که دوسم داره و نميدونم

 

اي آسمان به سوز دل من گواه باش
كز دست غم به كوه و بيابان گريختم‎ ‎داري خبر كه شب همه شب دور از آن نگاه
مانند شمع سوختم و اشك ريختم؟

 

با خون غم نوشتم غربت مکان ما نيست / از ياد بردن دوست ، هرگز کار ما نيست . . .

 


زنده باد آن کس که گاهي يادي از ما ميکند / از خجالت ما غريبان را غرق دريا ميکند

حال ما ميپرسد و از مهرباني هاي خود / اين دل رنجور ما را عطر گل ها ميکند . . .

 

جفايت با وفايت هر دو نيکوست / تو را هر جا که باشي دارمت دوست . . .

 

گويند سلام طلائي ترين کليد براي صعود به تالار آشنائي هاست

پي صميمي ترين سلام تقديم تو باد . . .

 


زدي تيري به قلبم رد نکردم / جدائي را تو کردي ، من نکردم . . .

 


در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بيا که دل شکسته ام . . .

 

شايد نشود به گذشته بازگشت و يک آغاز زيبا ساخت ، ولي ميشود هم اکنون

آغاز کرد و يک پايان زيبا ساخت . . .

 

مرا از ياد ميتواني ببري ، اما از خاطر من نميتواني بروي . . .

 

به دريائي گرفتارم که موجش عالمي دارد / که من با دل و دريا و موجش عالمي دارم . . .

 

يادت هميشه سبز است در خلوت خيالم / خوبم به خوبي تو ، هرچند نپرسي حالم . . .

 


يک نخ از جامه ارحام تو ما را کافيست / رشته مهري از آن عالم بالا کافيست

گر راضي شوي از من ، همه روزم به شادابي ست / گر نامه ام شود از سوي تو امضا کافيست

 


در غمگين ترين لحظات زندگيم شادم که کسي نميداند که چقدر غمگينم . . .

 

زندگي چيدن سيبي است که بايد چيد و رفت / زندگي تکرار پائيز است بايد ديد و رفت . . .

 


شلوار چهار سالگيت رو بپوش ! ببين چقدر تنگ شده برات

اندازه همون دلم تنگ شده برات !

 

يه زغال بر ميدارم و دورت ميکشم و مينويسم

اين بي معرفت دنياي منه !

 


عصري است غروب آسمان دلگير است ، افسوس براي دل سپردن دير است

هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت ، عيب از من و توست ، عشق بي تقسير است

 

بر سنگ مزارم بنويسيد

اشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش / او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش . . .

 

هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده

دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک هاي بيت بيت دفترم را پس بده

 


به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست

 


نه از قايق نه از قايق مينويسم ، نه از زخم شقايق مينويسم

به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مينويسم . . .

 

محبوب ترين فرد کسي است که هم خود با نشاط است

هم به ديگران نشاط ميبخشد . . .

 


در تنور عاشقي سرد مکن ، در مقام عشق نامردي مکن

حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . .

 


سکوت يعني يه حرف که رو دلمه ، يه اسم که رو لبمه ، يه شرم که تو چشامه

و يه ارزو که تو قلبمه ، سکوت يعني .......

 


اين اس ام اس رو ميفرستم براي همه خوب ها که سخت مشغول شطرنج

زندگي هستند و نميدونند که ما ، مات رفاقتشون هستيم . . .

 


بگذار نگاهت را لمس کنم
.
عاشق حرير مخملي نگاهتم
.
باران نگاهت از ابر تنم ميريزد
.
ماه يادگار نيم رخ توست

 


تکرار همه چيز توي دنيا , خسته کننده است

اما تو مثل نفسي

تکرارت تضمين زندگي منه

 

عشق يعني اينکه وقتي ميخواي برسونيش ? راديو پيام رو روشن کني

و ببيني کدوم مسير پر ترافيک تره


موضوعات مرتبط: جوک و پیامک
[ 88/02/15 ] [ ] [ علی ]
زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است.

هر روز آن ها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.

3- از سبزیجات بیش تر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- با این 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.

6- بیش تر بازی کنید.

7- بیش تر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

  شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آن ها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید بیش تر خیال‌پردازی کنید.

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیش تر بخندید و لبخند بزنید.

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آن ها در ارتباط باشید.

زندگی:

32- کارهای مثبت انجام دهید.

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

34- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- حتی بهترین هم می‌آید.

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید.

39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید.


موضوعات مرتبط: مفید و آموزنده
[ 88/02/15 ] [ ] [ علی ]

فروش ویژه مسدود کننده های فرکانس موبایل و بلوتوث در دو نوع ثابت و قابل حمل با قیمتی استثنایی.

بانک هوشمند سی دی با قابلیت و کاربرد های بی نظیر.

 

 

 

با ما تماس بگیرید : ۰۹۳۵۵۷۰۰۴۶۵

[ 88/02/15 ] [ ] [ علی ]

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: عکس، طنز
[ 88/02/10 ] [ ] [ علی ]

 

1 - سیگار كشیدن باعث میشه شما هرچه سریعتر از شر سلامتی و زندگی به امید خدا خلاص بشید و بتونید پا به عرصه های جدیدتری از جمله جهان آخرت بگذارید و تجربه های جدید كسب كنید .


۲ – وقتی سیگار بكشین یه سرفه هایی میكنین به خدا همچین سر جیگرتون حال میاد انگار قولنج ریه تون رو گرفته باشن یعنی ششتون حال میاد .

۳ – اونایی كه سیگاری هستن بعد از یه مدت متوجه میشن كه روابط عاطفی عمیقی با چای و نسكافه پیدا كردن .

۴ – اگه سیگاری بشین برای مواقع بیكاری ، بیعاری ، بیخوابی ، بیداری ،بیزاری ، بیذاتی ، بیماری ، سیرابی ، لیوانی ، خیشاحی ( منظور همون خوشحالیه ) ، نیراحی (ناراحتی ) و سایر مواقع بهترین امكان رو در اختیار دارین .

۵ – اگه سیگاری بشین دارای روابط اجتماعی درخشان میشین و میتونین دوستان جدید زیادی پیدا كنین :

الف – وقتی شما جزء خریداران سیگار باشین دوستانی رو پیدا میكنین كه از بس دوستتون دارن شما رو به شكل شیرینی میبینن .
ب – وقتی شما جزء مصرف كنندگان سیگار باشین دوستان مهربونتون شما رو به شكل مگس میبینن .در نوع ب دوستی از طرف شما بسیار عمیقتر خواهد بود .
۶ – اگه سیگاری بشین توی محیط های سربسته و عمومی از دست سیگاری ها حرص نمیخورین و این خودش باعث میشه آرامش اعصاب داشته باشین .

۷ – وقتی سیگاری بشین ، میتونین توی مسابقه جهانی ترك سیگار شركت كنین و كلی پول به جیب بزنین .

۸ – اگه سیگاری بشین ، وقتی با اقوام و دوستان به پیك نیك میرین موقع روشن كردن آتیش میتونین روش روشن كردن كبریت در میان باد و بوران رو به اونا نشون بدین و خودتون رو به عنوان یك قهرمان ملی معرفی كنید .

۹ – اگه سیگاری بشین با سوپری سر كوچتون بیشتر رفیق میشین طوری كه اگه یه روز نرین سراغش دلش براتون تنگ میشه .

۱۰ – اگه مخفیانه سیگار بكشین میتونید با كوچه پس كوچه های اطراف خونه ، پشت بام ، زیر زمین و دیگر جاهایی كه تا حالا زیاد بهشون توجه نكردین بیشتر آشنا بشین .

۱۱ – وقتی مخفیانه سیگار میكشین با ادوكلن ، عطر و دئودورانت های ارزون قیمت و همچنین انواع آدامسهای p.k ، خروس نشان ، relax و غیره آشناتر میشین و به آدمی خوشبو با دندونای سفید مبدل بشین .

۱۲ – هرچه بیشتر سیگار بكشین راحت تر میتونین از شر پولهایی كه توی جیبتون سنگینی میكنه راحت بشین .

۱۳ – اگه سیگاری بشین توی شهرای بزرگ كه هوای آلوده دارن راحتتر میتونین زندگی كنین .


- مامان
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام
- باشه 
- مامان
- بعله ؟
- من شیر می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من جیش دارم
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من سوپ خرچنگ می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من ازون لباس خلبانیا می خوام
- باشه
- مامان
- بعله؟
- من بوس می خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوکولات آناناسی می خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من دوست می خوام
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من یه خط موبایل می خوام با گوشی سونی
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من یه مهمونی باحال می خوام
- باشه عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- من زن می خوام
- باشه عزیز دلم
- مامان
- بعله ؟
- من دیگه زن نمی خوام
- اوا ... باشه
- مامان
-  بعله ؟
- من کوفته تبریزی می خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من بغل می خوام
- بیا عزیزم
- مامان
- بعله ؟
- مامان
- بعله
- مامان
- جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چی می خوای عزیزم
- تو رو می خوام .. خیلی

...............................................................................

- بابا
- بعله ؟
- من می خوام به دنیا بیام
- به من چه بچه ... به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شیر می خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشین کوکی های قرمز می خوام
- آروم بگیر بچه
- بابا
- اههههه
- من پول می خوام
- چی ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو می بری پارک ؟
- من ماشینمو نمی برم تو پارک تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن می خوام
- ای بچه پررو ... دهنت بو شیر می ده هنوز
- بابا
- ....
- من جیش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمی خوام
- به درک
- بابا
- بلا
- تقصیر تو بود که من به دنیا اومدم یا مامان
- تقصیر عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من یه اتاق شخصی می خوام
- بشین بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داری
- ها ؟
- بابا
- ...
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- دیگه چته ؟
- من مامانمو می خوام
- از اول همینو بگو ... جونت در بیاد
- ببخشید
- برو ديگه

 http://www.iranelectshop.com

 http://www.iranelectshop.com

از خدا پرسيدم: خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
خدا جواب داد: گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز.
شک هايت را باور نکن و هيچ گاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگي کنيد.
مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر.
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی.
كوچك باش و عاشق...! كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را.
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی.
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن.
فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست
.

نلسون ماندلا

 

براي حفظ عادتهاي سالم و مناسب غذايي كار دشواري به نظر مي‌رسد. غذا خوردن كه پيش از اين يك اولويت مهم محسوب مي‌شد، امروزه به موضوعي جنبي تبديل شده كه توجه زيادي به آن نمي‌شود.

و معمولا در لابه لاي كارهاي روزانه ديگر گنجانده مي شود. علاوه بر اين برخي از عادت هاي غذايي كه تصور مي كنيد موجب كاهش وزن مي شوند، در واقع ممكن است منجر به افزايش وزن شوند. در اينجا در راستاي توصيه هايي در جهت سلامت شما دوستان عزيز به برخي از اين عادت هاي نادرست تغذيه اي اشاره اي داريم كه به شرح زير است :

1- نخوردن صبحانه

نخوردن صبحانه يك اشتباه بزرگ است. صبحانه سالم نه تنها باعث افزايش انرژي و بازشدن فكر و ذهـن مي شود، بلكه موجب انتخاب و مصرف مناسب وعده هاي غذايي ديگر در ادامه روز خواهد شد. همچنين خوردن صبحانه ممكن است به شما در مـصرف كمتر كالري در ادامه روز كمك نمايد. يك تحقيق دانشگاهي نشان داده كه مصرف مقدار كالري مشخص در ابتداي روز اثر سيركنندگي بيشتري نسبت به مصرف همان مقدار كالري در ساعت هاي ديرتر خواهد داشت كه اين امر موجب كاهش مجموع كالري مصرفي در روز مي شود.

راه حل اين اشتباه آن است كه خوردن صبحانه مناسب احتمال بكارگيري عادت هاي نادرسـت غذايي را در وعده هاي ديگر كاهش مي دهد. صبحانه را كامل صرف نماييد. از مواد لبني كم چرب، تخم مرغ و نان هاي سبوس دار استفاده كنيد.

2- غذا خوردن پيش از خواب

اگر مي خواهيد خوابهاي شيرين ببينيد، پيش از خواب از غذا خوردن دوري كنيد. با اينكه نتايج قطعي مبني بر افزايش وزن بر اثر خوردن غذا پيش از خواب وجود ندارد، پرخوري، مصرف غذاهاي ادويه دار و چرب، يك تا سه ساعت پيش از وقت خواب منجر به كاهش كيفيت و مدت خواب و موجب كسالت، خـستگـي و كوفـتگي در روز بعد خواهد شد.

خوردن غذاهاي چرب پيش از خواب سبب كند شدن تخليه معده و تشديد سوءهاضمه و مصرف غذاهاي ادويه دار منتهي به صدمات و سوزش هاي قلبي و نيز سوء هاضمه خواهد شد. سعي كنيد حداقل چهار ساعت قبل از خواب اقدام به خوردن غذا نموده و چنانچه پيش از خواب احساس گرسنگي كرديد مقداري ميوه جات تازه مصرف نماييد.

3- پرخوري

شايد اگر پرخوري هاي رايج مربوط به سبزيجات مي شد، متخصصان تغذيه مشكلي با اين نوع خوردن پيدا نمي كردند، اما متاسفانه پرخوري معمولا در مورد غذاهاي چرب و نشاسته دار نمودار مي شود. زياده روي در اين نوع مواد غذايي منجر به افزايش وزن و نارضايتي شده و جنبه اجتماعي خوشايندي به دنبال نخواهد داشت.

وعده هاي غذايي خود را به جاي سه وعده پرحجم به پنج يا شش وعده كم حجم تر تقسيم كنيد. خوردن غذاهاي سالم و كم حجم حاوي كربوهيدراتهاي كمپلكس و پروتئين در طول روز نه تنها اشتهاي شما را كنترل مي كند، بلكه احتمال پرخوري را نيـز كـاهـش خواهـد داد. تعدد وعده هاي غذايي همچنين باعث سوزانده شدن مقدار بيشتري كالري مي شود؛ چرا كه متابوليسم بدن همواره به فعاليت مي پردازد.

4- گرسنه ماندن

برخلاف تصور، گرسنه ماندن باعث مي شود وزن بدن به دليل ذخيره سازي چربي افزايش پيدا كند. هنگامي كه براي مدتي طولاني غذا نمي خوريد، بدن شما به دليل محروم ماندن از مواد غذايي دچار آشفتگي مي شود و در انتها هنگامي كه دوباره شروع به خوردن مي كنيد، بدن شما گمان مي كند كه بايد كالري مصرفي را به چربي تبديل نمايد چون نمي داند چقدر طول مي كشد كه دوباره غذا بخوريد. بنابراين چربي ها با شما باقي مي مانند.

اگر هدفتان از گرسنگي كشيدن، كاهش وزن است بايد در برنامه رژيمي خود تجديد نظر نماييد. به جاي گرسنگي يك برنامه مناسب ورزشي براي خود تعيين كرده و بـيشـتـر بـه باشگاه برويد. از ميوه جات، سبزي جات، حبوبات، گوشتهاي كم چرب و ماهي استفاده كنيد. سعي كنيد چهار يا پنج بار در هفته طبق يك برنامه منظم ورزش نماييد. بهترين روش كاهش وزن، تمرينات مرتب و رژيم غذايي مناسب است و نه محـروم كـردن بـدن از مواد غذايي مورد نياز آن هم به مدت طولاني.

5- انجام كاري ديگر در حين غذا خوردن

نه تنها پرداختن به كاري ديگر همزمان با غذا خـوردن مـوجب ريخت و پاش آن در اطراف شما مي شود، بلكه به پرخوري و در نتيجه افزايش وزن نيز منجر خواهد شد. اگر هنگام تماشاي تلويزيون، صحبت با تلفن و يا بازي ويدئويي، مشغول غذا خوردن شويد، اين عوامل خارجي پرت كننده حواس باعث مي شوند شـما توجه كمتري به گـرسنگي و نشانه هاي سيرشدن كه بيان كننده كافي بودن مقدار غذا و احساس سيري مي باشند، نماييد. به علاوه وقتي در حين انجام كاري شروع به غذا خوردن مي كنيد، ديگر توان توقف نخواهيد داشت؛ چرا كه عمل خوردن تبديل بـه حركتي غيرهوشيارانه و مكانيكي بدون توقـف مي شود.

سعي كنيد در هر لحظه فقط روي يك چيز تمركز نماييد. چرخ زدن در آشپزخانه هـنگام صحبت با تلفن ايده مناسبي نيست. اگر فقط مي خواهـيد دست يا دهانتـان مشغول باشد، سرگرمي غير از مواد خوراكي پيدا كنيد. مثلا آدامس بجويد يا سازي بنوازيد.

6- سريع غذا خوردن

زندگي بسرعت مي گذرد. ولي آيا دوست داريد زندگي شما نيز سريع تمام شود؟ بعيد اسـت. دفعه بعد سعي كنيد، غذاي خود را آهسته تر بخوريد چون سريع غذا خوردن كمكي به شما نكرده و برعكس باعث افزايش وزن مي شود. از زمان شروع غذا تقريبا 20 دقيقه طول مي كشد كه علائم سيري به مغز برسند بنابراين اگر شما ظرف پنج يا شش دقيقه غذاي خود را تمام كنيد، مغز فرصتي پيدا نمي كند كه به بدنتان بگويد كه سير شده ايد و اين باعث زياده خوري و پر كردن معده بيش از مقدار مورد نياز خواهد شد.

آهسته غذا بخوريد، آرام باشيد، خوب بجويد و از مزه غذا لذت ببريد. به اين صورت مغز شما متوجه مي شود كه در حال غذا خوردن هستيد و بنابراين مي تواند به بدنتان بگويد كه سير شده ايد.

7- نخوردن آب به اندازه كافي

آب مايعي حيات بخش براي همه موجودات طبيعت از جمله انسان است. نكته جالب اينجا است كه ننـوشـيدن مقدار كافي آب در طول روز متابوليسم و سـوخت ساز بدن را كنـد نموده و مـمكن است باعث اضافه وزن نيز بشود. آب ماده اي ضروري براي فعاليتهاي متابوليك بدن، از جمله سوزاندن كالري، محسوب مي شود.

تا زماني كه در كوير زندگي نمي كنيد، آب فراواني اطراف شما وجود داشته و بايد زياد از آن بنوشيد. هشت تا 10 ليـوان و اگر ورزش مي كنيد حتي بيشتر از اين مقدار آب بنوشيد. خوردن آب به جاي انـواع نـوشـابه نيز بسيار مناسـب است. نوشابه ها معمولا زودتر احساس تشنگي را نسبت به آب از بين مي برند و داراي كالري هاي بي ارزش بوده و باعث مي شوند بعد از 30 دقيقه مجددا احساس گرسنگي كنيد.

8- نخوردن ميوه و سبزيجات به مقدار كافي

بسياري از مواد غذايي مورد نياز بدن در انواع ميوه و سبزي وجـود دارند كه امتناع از خوردن آنها باعث كمبودها و مشكلاتي در بدن خواهد شد.

تنها راه تامين مواد معدني و ويتامينهاي مورد نياز بـدن، مصرف ميوه و سبزيجات تازه و خالص مي باشد. بنابراين بايد سعي شود اين مواد را جزء لاينفك رژيم غذايي قرار داده و هميشه به مقدار كافي از آنها استفاده نماييد.

9- خوردن تنقلات هنگام گرسنگي

خوردن تنقلات هنگام گرسنگي باعث ايجاد عادتهاي غذايي ناسالم مي شود. استفاده از مواد غذايي كم ارزش و شكم پركن مانند شكلات، چيپس و پفك، تنـها باعث برهم خوردن رژيم غذايي شده و مشكلاتي را براي بدن به همراه خواهد داشت.

با شكم سير از خانه خارج شويد. گرسـنگي ممكن است منجر بـه خريدن و خوردن تنقلات شود. شكلات، پفك و چيپس هيچ كدام نمي توانند جاي يك صبحانه، نهار و شام سالم و رضايت بخش را بگيرند.

بنابراين خوب بخوريد تا خوب زندگي كنيد. برنامه هاي غذايي ساده و دخيل نمودن خوردني هاي سبك و سالم مي تواند دنيايي از تغييرات در رژيم غذايي ايجاد كند. متناسب بمانيد، انرژي خود را افزايش دهيد و از غذا خوردن لذت ببريد.

درباره وبلاگ

اینجا جایی است برای شنیدن ناگفته ها.
یقین داشته باش که اینجا گوشهایی هم برای شنیدن هست.
پس : هرچه می خواهد دل تنگت بگو.
امکانات وب